قفل کردن کامپیوتر توسط یک میانبر

قفل کردن کامپیوتر توسط یک میانبر

شاید تا به حال به فکر یافتن راهی بوده اید که کامپیوتر خود را راحت تر از آنچه متداول است در حالت Lock قرار دهید. این کار بسیار ساده است و با طی کردن مراحل زیر شما میتوانید یک Icon به صفحه نمایش یا Quick Launch اضافه کنید که با یک ضربه ماوس بر روی آن سیستم شما در حالت Lock قرار می گیرد. ۱) بر روی صفحه نمایش خود Right Click کنید و از Shortcut، New را انتخاب کنید

۲) در پنجرهای که ظاهر شده در قسمت Type the location of the item فرمان زیر را بنویسید:

user۳۲.dll,LockWorkStation rundll۳۲.exe

۳) Next را بزنید و نام Shortcut را وارد کنید و کلید Finish را بزنید.

جهت راحتی بیشتر پیشنهاد می توانید میانبر (Shortcut) ایجاد شده را با ماوس به یک قسمت از فضای خالی Quick Launch بکشید تا از این پس در هنگام نیاز با زدن یک کلید دستگاه شما در حالت Lock قرار گیرد.
سرعت کامپیوتر :

می دانید یک Wallpaper حجیم و رنگارنگ چه حجم بالایی از RAM شما را اشغال می کند در حالی که وجود آن هیچ ضرورتی برای کار شما ندارد . اگر رایانه ی کندی دارید بهتر است از خیر Wallpaper بگذرید و آن را غیر فعال کنید . وجود محافظ صفحه ی نمایش ( Screen saver ) نیز از منابع سیستم می کاهد . اگر ضرورتی برای وجود آننیست قید این یکی را هم بزنید . اگر در محل کار خود می خواهید هنگام ترک سیستم محافظ صفحه ی نمایش را با کلمه ی عبور ( Password ) آن فعال کنید ، تا از لحاظ امنیتی لطمه ای به سیستم شما وارد نشود . بهتر است یک میانبر ( Shortcut ) برای آن بسازید و تنها در مواردی که مجبور هستید از طریق آن Screen saverرا فعال کنید . برای ساختن Shortcut محافظ صفحه ی نمایش کافی است روی Desktopکلیک سمت راست کنید . از منوی باز شده NEW و سپس Shortcut را برگزینید . دکمه ی Browse را فشار دهید . با انتخاب ALL File در قسمت File of type کلیه ی فایل ها را نمایش دهید آنگاه از دایرکتوری Windows system یکی از فایل های محافظ صفحه ی نمایش که پسوند دارند مثلاً ScrD flower Box . Scr را انتخاب کنید . کلید Next و سپس Finish را بزنید . برخی افکت های ( Effects ) ویندوز سرعت رایانه را کاهش می دهند .

روی Desktop کلیک راست کنید و Properties را برگزینید . پوشه ی Effect را انتخاب و گزینه های قسمت Visual effects را غیر فعال کنید در پوشه ی Web از همین پنجره نیز گزینه View my Active Desktop as a Web Page را غیر فعال کنید دکمه ی Apply را برای ثبت تغییرات فراموش نکنید هر چه رزولوشن صفحه ی نمایش شما کمتر باشد سرعت آن بیشتر است . روزولوشن را می توانید از طریق پوشه ی Setting با همان پنجره Properteis تنظیم کنید عنوان این بخش Scereen area است و با حرکت دادن نوار لغزان آن به سمت چپ ، رزولوشن صفحه ی نمایش پایین می آید رنگ صفحه ی نمایش را نیز بهتر است روی True Colour تنظیم کنید . هر چه تعداد برنامه ها و پنجره های باز شده بیشتر باشد منابع سیستم بیشتر مصرف می شود به محض این که با پنجره ای کار ندارید . آن را ببندید برنامه هایی که هنگام راه اندازی دستگاه اجرا می شوند منابع سیستم بخصوص RAM دستگاه را می بلعند . تا جایی که ممکن است برنامه های کمتری در این قسمت قرار دهید از منوی start گزینه ی Programs را انتخاب کنید و از منوی ظاهر شده Startup را برگزینید . برنامه های موجود در این منو هر بار که سیستم را راه اندازی می کنید اجرا می شوند روی هر کدام که لازم نیست ، کلیک راست و Delete کنید . درضمن می توانید از برنامه ی کاربردی ویندوز به نام system Conifiguration Utility استفاده کنید کافی است دستور Msconifig را در گزینه ی Run از منوی Start اجرا کنید . در شماره ی پیشین کاشف در همین بخش به تفصیل درباره ی آن صحبت کردیم . با ابزارهای ویندوز که حتماً آشنایی دارید ؛ از طریق منوی Start ، گزینه ی Programs و سپس Accessories را انتخاب کنید آنگاه از منوی ظاهر شده system Tools را برگزینید .

در این بخش ابزارهای مختلف ویندوز را مشاهده می کنید که هر کدام از آنها در موارد خاصی کاربرد دارد . به عنوان مثال Disk Defragmenter در برخی موارد واقعاً دیسک سخت شما را نجات می دهد و سرعت سیستم را به طرز مشهودی بالا می برد . این ابزار همان گونه که می دانید ، فایل های تک تک شده ی روی دیسک سخت را می یابد و آنها را کنار هم قرار می دهد یکی از ابزارهای نمایش منابع سیستم که تا حد زیادی ناشناخته مانده Monitor System است . این ابزار به طرز جالبی با کشیدن نمودارهای میله ای و منحنی منابع سیستم شما را در هر لحظه نمایش می دهد اولین بار که به این ابزار مراجعه می کنید تنها یک نمودار به نام Kemel : Processor Usage که میزان استفاده از پردازشگر را نشان می دهد . مشاهده می کنید اما براحتی می توانید نمودارهای دیگری به این صفحه اضافه کنید از منوی Edit گزینه ی Add Items را انتخاب کنید در سمت چپ دسته های مختلف منابع را مشاهده می کنید Memory Manager را از میان آنها برگزینید و از فهرست ظاهر شده در سمت راست physical memory Unused را انتخاب کنید و سپس کلید OK را بزنید مشاهده می کنید که ۲ نمودار دارید ؛ یکی وضعیت پردازشگر و دیگری میزان حافظه ی آزاد شما را نشان می دهد . همین طور که نمودارها را زیر نظر دارید . یک نرم افزار حجیم مثل Adode Photoshop را باز کنید . می بینید که میزان حافظه آزاد سیستم چقدر تقلیل می یابد . بد نیست نرم افزارهایی را که معمولاً استفاده می کنید . امتحان کنید . با این روش مشاهده می کنید که کدامیک RAM بیشتری می گیرند . از طریق این ابزار می توانید از وضعیت سیستم خود در هر لحظه مطلع شوید نکات فوق ممکن ست ابتدایی و پیش پا افتاده به نظر برسند اما کافی است هر کدام از آنها سرعت دستگاه را تنها چند هرتز افزایش دهند آنگاه از تلف کردن وقت شما تا حد زیادی جلوگیری خواهد شد . پس به امتحانش می ارزد .

لوله باز کنی,تخلیه چاه

لوله باز کنی

مفاهیم رمزنگاری به زبان ساده

احتمالا بارها از رمز و رمزنگاری یا کلماتی مانند Encrypt یا Decrypt شنیده اید. در این مقاله بدون اینکه وارد مباحث پیچیده امنیت و الگوریتم های رمزنگاری ( Encryption ) شویم ، به زبان ساده با برخی از این مفاهیم آشنا خواهیم شد. هرچه از عمر علم کامپیوتر می گذرد رشد چشم گیرتری در ابعاد مختلف این علم دیده می شود. اما چه بخواهبم و چه نخواهیم باید قبول کرد که استفاده مخرب از آن نیز رشد بسیاری داشته است و روزانه حملات بسیاری به اطلاعات و شبکه های کامپیوتری می شود. این در حالی است که مدت هاست کارشناسان همراه با شاخه های متنوع علم کامپیوتر به بحث امنیت و رمزگذاری پرداخته و در این راستا پیشرفت هایی نیز حاصل شده است. علم رمزنگاری و Cryptography یکی از رشته هایی است که انسان از سال های بسیار دور به آن توجه داشته است. در ادامه ، با این علم بصورت جزئی تر آشنا می شوید.
تاریخچه رمزنگاری یا Cryptography

Cryptography یا رمزنگاری جزو پایه ای ترین علوم در کار کامپیوتر محسوب می شود زیرا هر جا احتیاج به انتقال ( و یا بایگانی ) اطلاعاتی است که ارزشمند هستند این بحث مطرح می شود، که آیا این اطلاعات را می توان دور از دسترس دیگران نگاه داشت یا نه؟ ( در اینجا بحث کانال ایده آل مطرح می شود. برای روشن شدن موضوع ، در شکل زیر فرض کنید که S می خواهد پیغام خود را به R بفرستد به گونه ای که A متوجه نشود.)

احتمالا بارها از رمز و رمزنگاری یا کلماتی مانند Encrypt یا Decrypt شنیده اید. در این مقاله بدون اینکه وارد مباحث پیچیده امنیت و الگوریتم های رمزنگاری ( Encryption ) شویم ، به زبان ساده با برخی از این مفاهیم آشنا خواهیم شد. هرچه از عمر علم کامپیوتر می گذرد رشد چشم گیرتری در ابعاد مختلف این علم دیده می شود. اما چه بخواهبم و چه نخواهیم باید قبول کرد که استفاده مخرب از آن نیز رشد بسیاری داشته است و روزانه حملات بسیاری به اطلاعات و شبکه های کامپیوتری می شود. این در حالی است که مدت هاست کارشناسان همراه با شاخه های متنوع علم کامپیوتر به بحث امنیت و رمزگذاری پرداخته و در این راستا پیشرفت هایی نیز حاصل شده است. علم رمزنگاری و Cryptography یکی از رشته هایی است که انسان از سال های بسیار دور به آن توجه داشته است. در ادامه ، با این علم بصورت جزئی تر آشنا می شوید. Cryptography یا رمزنگاری جزو پایه ای ترین علوم در کار کامپیوتر محسوب می شود زیرا هر جا احتیاج به انتقال ( و یا بایگانی ) اطلاعاتی است که ارزشمند هستند این بحث مطرح می شود، که آیا این اطلاعات را می توان دور از دسترس دیگران نگاه داشت یا نه؟

مشخص است که این علم چه کاربرد وسیعی در کاربردهای نظامی خواهد داشت و از عوامل اصلی پدید آمدن این علم همین کاربردهای نظامی بوده است. از زمینه های دیگر کاربرد این علم می توان به مسایل دیپلماتیک بین کشورها و یا احزاب مختلف و یا … اشاره کرد.

Cryptography از یک لغت یونانی گرفته شده است که به معنای نوشتن به صورت پنهانی است. این علم تاریخچه مفصلی دارد که ذکر برخی از موارد تاریخی آن خالی از لطف نیست .

جولیوس سزار در مصر از یک سیستم رمزنگاری استفاده می کرده که هنوز هم به نام او یعنی Caesar’sCipher شناخته می شود. در این روش به این صورت عمل می شده است که حروف الفبا را به صورت دورانی ۳ تا شیفت می دادند. برای مثال الف به ت تبدیل می شود ( اگر به آخر الفبا رسیدیم دوباره از اولین حرف الفبا شروع می کنیم.) مثلا فرض کنید بخواهیم جمله ی اول را رمز کنیم:

pick up supplies at location x

که به این صورت در می آید:

slfn xt vxttolhv dw orfdwlrq a

همان طور که مشاهده می شود جمله دوم برای انسان در حالت عادی قابل درک نیست هر چند این روش خیلی ساده و ابتدایی است ولی مثال جالبی از کاربرد این علم در چند صد سال پیش است.

یا در طول جنگ جهانی دوم آمریکایی ها برای آنکه از شکسته شدن رمزهایشان توسط ژاپنی ها جلوگیری کنند مجبور به استفاده از Navajo شدند.

Navajo یک زبان محلی مربوط به بومیان هندی که در شمال New Mexico سکونت داشتند، می باشد و تعداد زیادی از افرادی که به این زبان صحبت می کردند و در جنگ به آمریکایی ها کمک کردند نشان های عالی نظامی گرفتند.

یکی از زیر شاخه های Cryptography علمی، به نام Steganography است که به معنای پنهان کردن اطلاعات در یک عکس یا یک موسیقی و … است.

از سابقه تاریخی این علم ، به نوشتن اطلاعات توسط آب لیمو یا آب پرتقال روی کاغذ که توسط حرارت آشکار می شود می توان اشاره کرد که سابقه چند هزار ساله دارد.

از دیگر موارد تاریخی می توان به این موضوع اشاره کرد که یونانی ها برای فرستادن پیام های بسیار دور که باید مخفی می ماند به این صورت عمل می کردند که فردی را که قرار بود با اسب پیغام را ببرد کچل می کردند و پیغام را با جوهر روی سر او می نوشتند و او را راهی می کردند تا این فرد به مقصد برسد وی در حدود ۶ ماه تا یک سال در راه بود و در چند ۱۰ روز اول موی او رشد می کرد و به مقصد که می رسید موی او را دوباره می تراشیدند!
برخی اصطلاحات

در لیست زیر باتوجه به ارتباط مستقیم علم رمزنگاری یا همان Cryptography به برخی از اصطلاحات که در بحث امنیت شبکه و کامپیوتر وجود دارند اشاره شده است، که تنها تعدادی از آنها در ادامه مقاله بررسی می شوند.
Encryption:

در علم cryptography به پنهان سازی اطلاعات گفته می شود.
Decryption :

معکوس encryption است و در crypto به آشکار سازی اطلاعات پنهان شده گفته می شود.
Plain text :

به متنی گفته می شود که معنای آن بدون تغییر خاصی قابل درک است.
Cipher :

به روشی برای تبدیل plain text به متنی که معنای آن پنهان باشد cipher گفته می شود.
Cryptanalysis :

به هنر شکستن متون cipher شده گفته می شود.
Intruder :

در لغت به معنای مزاحم است ولی در اینجا به معنای کسی است که یک کپی از cipher text دارد و تمایل به شکستن رمز دارد. منظور از شکستن رمز یعنی decrypt کردن آن متن که خود دو نوع است activeintruder که می تواند اطلاعات را روی خط عوض کند و تغییر دهد و passive intruder که فقط می تواند اطلاعات روی خط را داشته باشد و قابلیت تغییر آنها را ندارد.
Protocol :

به روش و یا قرار دادی که بین دو یا چند نفر برای تبادل اطلاعات گذاشته می شود گفته می شود.
Intrusion Points :

نقاطی که یک نفوذگر بتواند به اطلاعات با ارزش دست پیدا کند.
Internal Access Point :

به سیستم هایی گویند که در اتاق یا در شبکه داخلی مستقرند و هیچ امنیتی ( LocalSecurity ) روی آنها تنظیم نشده باشد و احتمال حمله به آنها وجود دارد.
External Access Point :

تجهیزاتی که ما را به شبکه خارجی مانند اینترنت متصل می کنند یا Applicationهایی که از طریق اینترنت کار می کنند و احتمال حمله به آنها وجود دارد.
Attack :

هر چیزی که مکانیزم امنیت سیستم شما را دور زده و باعث تخریب گردد را حمله یا Attack گویند.

از انواع حمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ DoS

ـ DDoS

ـ Spoofing ( مانند MAC Spoofing ، IP Spoofing و Web Spoofing )

ـ Man in the Middle

ـ Password Guessing
Key :

به اطلاعاتی گفته می شود که با استفاده از آن بتوان cipher text (متنی که cipher شده) را به plain text تبدیل کرد.( یا برعکس ) به عبارت ساده یک متن رمز شده توسط یک Key با الگوریتم مناسب ، به متن ساده تبدیل می شود.
بحث هش ( Hash Algorithm )

روش Hash یک روش یکطرفه ( One Way Function ) است که برای مطمئن بودن از عدم تغییر data استفاده می شود. (حفظ تمامیت یا Integrity) در این روش از فایل یک واحدی از دیتا ایجاد می کند که فایل هش ( Hash File ) نام دارد و حجم کوچکی دارد (در حد چند ۱۰ بایت) و در صورتیکه فایل تغییر کند Hash آن نیز تغییر می کند. در این روش هم در مبدا و هم در مقصد ، از فایلی که قرار است منتقل شود Hash گرفته می شود که باید Hash مبدا و مقصد با هم برابر باشد. اگر در طول مسیر انتقال فایل به هر دلیلی فایل تغییر کند Hash مبدا و مقصد یکی نخواهد شد. الگوریتم Hash خود روش های گوناگونی دارد که عبارتند از:
روش MD۴
روش MD۵
روش SHA A

انواع keyهایی که در Encryption استفاده می شوند:.

دو مدل و الگوریتم برای کلید وجود دارد:

ـ الگوریتم متقارن یا Symmetric Algorithm

ـ الگوریتم نامتقارن یا AsymmetricAlgorithm
الگوریتم متقارن (Symmetric Algorithm )

در روش Symmetric Key Cryptography یک کلید برای encrypt و decrypt کردن Cipher Text وجود دارد که به آن کلید معمولا secret key گفته می شود به همین دلیل symmetric ( متقارن ) نامیده می شود.

متن یا فایلی که با یک کلید و الگوریتم در مبدا ، رمز (encrypt) می شود با همان کلید و همان الگوریتم در مقصد باز می شود. به عبارت دیگر دری که قفل شد فقط با همان کلید باز می شود.

در این روش کلید باید بین فرستنده و گیرنده secret نگاه داشته شود زیرا که با داشتن کلید به راحتی می توان Cipher Text را Decrypt کرد.

الگوریتم های این روش عبارتند از:

ـ DES

ـ ۳DES

ـ AES

ـ IDEA

ـ Blow Fish

ـ RC۴

این روش معمولا از روش نامتقارن کم هزینه تر است و سریع تر انجام می شود و معمولا کلیدها خیلی بزرگ هستند و الگوریتم های آن چند هزار سال است که در حال بهبودند و به خوبی شناخته شده هستند. مساله اصلی در این نوع cryptography آن است که چگونه کلیدی را برای ارتباط به طرف مقابل یعنی مقصد اعلام کرد (چون خط انتقال ممکن است secure نباشد).

یکی از ساده ترین الگوریتم هایی که در روش متقارن استفاده می شود XOR کردن معمولی Plain Text با کلید مورد نظر است که اگر دوباره Cipher Text را با کلید مورد نظر XOR کنیم PlainText به دست می آید و این به دلیل خواص XOR است.

جالب است بدانید که نسخه های اولیه Yahoo Messenger برای ذخیره کردن Password ها روی ماشین ، آن را با User Name شما XOR کرده و در registry قرار می داد.
الگوریتم نامتقارن (Asymmetric Algorithm )

در روش نامتقارن ، از دو کلید، یکی برای Encrypt کردن و دیگری برای Decrypt کردن استفاده می شود. این دو کلید، Public Key و Private Key نام دارند.

از پیدایش روش نامتقارن عمر زیادی نمی گذرد. یکی از زیر شاخه های اصلی این نوع رمزنگاریPublic Key Cryptography است که امروزه کاربرد وسیعی یافته است که در سال ۱۹۷۶ توسط Whitfield Diffie و Martin Hellman به عنوان روشیی برای تبادل کلید روی خط غیر secure برای Symmetric Key Cryptography مطرح شد (به عنوان مثال الگوریتم DH.).

در الگوریتم DH ، یک جفت کلید به نام های Public Key و Private Key وجود دارند و پیغامی که توسط Public Key رمز شود تنها توسط Privet Key قابل Decrypt کردن است. بنابراین اگر شما Public Key مرا داشته باشید و پیغامی را توسط آن رمز کنید و برای من بفرستید می توانید اطمینان داشته باشید که فقط من می توانم این اطلاعات را Decrypt کنم. این مطلب از یک جهت دیگر نیز جالب است و آن این است که اگر شما بتوانید یک پیغام را با Public Key مربوط به من Decrypt کنید می توانید اطمینان داشته باشید که این پیغام با Private Key من Encrypt شده است. زیرا فرض بر آن است که هیچ کسی نمی تواند Private Key من را داشته باشد. (و این روش باعث می شود که عدم انکار پذیری ایجاد شود یعنی من نتوانم منکر فرستادن این پیغام شوم.)

ولی Public Key من را ممکن است هر کسی داشته باشد. بنا براین اگر من بخواهم پیغامی را به شما بفرستم از Public Key شما استفاده می کنم. معمولا الگوریتم های مربوط به کلید نامتقارن کندتر هستند ولی در عوض اطمینان بیشتری را برای ما از جهت secure ماندن اطلاعات فراهم می کنند.

برخی الگوریتم های روش نامتقارن عبارتند از:
Elliptic Curve Cryptography
RSA
BlindSignatures
Diffie Hellman ( الگوریتم DH )
Elgamal Discrete logCryptosystem
Zero knowledge Proofs

حال می توان از یک روش ترکیبی که توضیح داده شد استفاده کنیم یعنی آنکه ما از یک روش symmetric keycryptography برای تبادل اطلاعات استفاده کنیم ولی کلید را به وسیله ی روش asymmetric key cryptography روی خط منتقل کنیم تا سرعت کار نیز مناسب تر باشد.

مثال کاربردی از این بحث ، می توان به (SSL ( Secure Socket Layer اشاره کرد ( احتمالا در Browser Internet ها به آن توجه کرده اید) که در سال ۱۹۹۵ توسط Netscape Communications Corp ارایه شد و از الگوریتم های مختلفی مثل RSA و DES و ۳DES برای انتقال اطلاعات محرمانه مثل Password ها یا Credit Card Information ها در اینترنت استفاده می کند ومعمولا بین client و server برای Authentication استفاده می شود.

Public key Cryptography اولین بار در DOS استفاده شد که الگوریتم آن در سال ۱۹۹۱ توسط Phil Zimmerman ارائه داده و به عنوان (PGP ( Pretty Good Privacy به کار گرفته شد. در سال ۱۹۹۴ PGP به صورت multiple platform در آمد و در UNIX و Amiga هم به کار رفت.

 

لوله باز کنی,تخلیه چاه

پرسه زنی در خیابان های مجازی

پرسه زنی در خیابان های مجازی

ای. ام. فورستر در کتاب «ماشین متوقف نمی شود» به پیشگویی درباره آینده ای می پردازد که شباهتی عجیب به جهان امروز دارد، جهانی که در آن به سر می بریم. فورستر می نویسد:

«او می توانست تصویر پسرش را ببیند که در آن سوی کره زمین زندگی می کرد و پسرش هم می توانست مادرش را ببیند… این چیست، عزیزترینم؟… می خواهم بیایی و مرا ببینی. مادر گفت: اما من تو را می بینم! و بیشتر از این چه می خواهی؟…من چیزی مانند تو را می بینم… اما تو را نمی بینم. من از طریق این تلفن چیزی مانند تو را می شنوم، اما تو را نمی شنوم… آن اوج وصف ناشدنی، که فلسفه بی اعتبار شده آن را ماهیت واقعی معاشرت اعلام می کرد، توسط این ماشین نادیده گرفته شد.»

این جملات برای ما در عصری که اینترنت، تلفن همراه، دوربین های دیجیتال و دیگر دستگاه های پیشرفته به طرزی حیرت انگیز توسعه یافته اند و اطرافمان را فرا گرفته اند، جملاتی آشنا است. انگار نویسنده ای با درک شرایط امروزین به توصیف وضعیتی پرداخته که هر یک از ما در آن به سر می بریم و خود را درون آن غرق کرده ایم.«هیوبرت دریفوس» در کتاب « نگاهی فلسفی به اینترنت» با اشاره به این نقل قول از کتاب « ماشین متوقف نمی شود» چنین می نویسد: «ای.ام.فورستر عصری را مجسم می کند که در آن مردم می توانند در همه زندگی شان در اتاق هایشان باقی بمانند و به شیوه الکترونیکی تماس خود را با جهان حفظ کنند. اکنون ما تقریبا به این مرحله از فرهنگ مان رسیده ایم. ما می توانیم از آخرین وقایع در جهان خبردار شویم، خرید کنیم، به پژوهش بپردازیم، با خانواده، دوستان و همکارانمان ارتباط برقرار کنیم، افراد جدید را ملاقات کنیم، بازی کنیم، از راه دور روبات ها را کنترل کنیم و همه اینها را بدون ترک اتاق هایمان انجام دهیم. هنگامی که ما در چنین فعالیت هایی مشغول می شویم، بدن هایمان به نظر نامربوط می آیند و به نظر می رسد که ذهن هایمان در هر کجا که علاقه ما به آن جلب می شود حاضر هستند.»

دغدغه ای که «دریفوس» به آن اشاره می کند، با گذشت ۱۲ سال از انتشار کتاب او صورتی دیگر و پررنگ تر به خود گرفته است. سرعت پیشرفت جهان امروز از آن چیزی که متفکر پیشرویی چون او به تحلیل آن پرداخته بود جلوتر رفته است. اگر آن روز ما از دریچه مونیتورهایی که در اتاق های بسته خود نصب کرده بودیم به نظاره جهان می پرداختیم و به گفته او به سفری ذهنی می رفتیم، اکنون با در دست داشتن انواع و اقسام تلفن های همراه هوشمند و دستگاه های دیگری چون تبلت ها، سفرمان صورتی دیگرگونه به خود گرفته است. ما کامپیوترهایمان را در جیب هایمان جا می دهیم، دریچه نگاه به جهان را در دست می گیریم و همچنان که در جهان واقعی، امور روزمره خود را پیش می بریم، گریزی به جهان مجازی می زنیم و در سفری از جنسی دیگر ذهن خود را مشغول می کنیم. در این حرکت، انواع و اقسام برنامه ها نیز ما را یاری می کنند.

برنامه هایی که خود به صنعتی پیچیده تبدیل شده و تا تسخیر ذهن میلیون ها نفر در جهان پیش رفته اند. سرعت حیرت انگیز این صنعت در جهان سویه های مختلفی از زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است. از ساختار زبان و مکالمات روزمره گرفته تا روابط ما با یکدیگر، هر یک از ما به نوعی نسبت به این پیشرفت واکنش نشان می دهیم. اس ام اس ها، جایگزین مکالمات تلفنی شده و مطالعه انواع نوشته های کوتاه اینترنتی، جایگزین مطالعه کتاب و مقالات سنگین شده است. انواع و اقسام سایت ها در حکم بازارهای مجازی ویترین های خود را در معرض دید میلیون ها مخاطبی قرار داده اند که به صورت روزانه از اینترنت استفاده می کنند. ما از بدن های خود فاصله گرفته ایم و عجیب تر آنکه این رخداد به هیچ وجه برای ما عجیب نیست، از این فاصله لذت می بریم و از فقدان جسم خود چیزی دستگیرمان نمی شود. روزنامه های مجازی، شهروندان مجازی را به خواندن اخبار خود دعوت می کنند. بازارهای مجازی کالاهای خود را به فروش می رسانند و انسان های مجازی با همه دنیا در ارتباطند، ارتباطی دور و نزدیک به هم. قاعده کلی این است.

در جهان جدید که به چنین تصاویری آغشته است، ما به انسان های متفاوتی تبدیل شده ایم. چه بخواهیم و چه نخواهیم قادر به دل کندن از تلفن های همراه خود نیستیم. همچنان که تصور انجام بخشی از امور بانکی یا اداری بدون کمک اینترنت مشکل به نظر می رسد، تصور جهانی بدون رصد اخبار روزمره از طریق اینترنت هم برایمان غیرقابل تحمل است. یادمان نمی آید کی و چرا از خودکار استفاده کرده ایم. همچنان که کسانی نگران فراموش شدن دست خط های شخصی هستند، کسی دیگر به فرستادن نامه از طریق پست فکر نمی کند.

همچنان که روز به روز روابطمان در دنیای واقعی کمتر و کمتر می شود از طریق اینترنت، در دنیایی به شدت شبکه ای از مرزها می گذریم و دیگران را فراسوی جهان و مرز های واقعی مخاطب خود قرار می دهیم. این کلیت یکپارچه در مصرف محصولات مورد علاقه اش قدرت انتخاب دارد، در انتخاب مسیر روزمره اش گرفتار ترافیک نمی شد. با استفاده از مفاهیم تازه ای که برای نسل های پیشین چندان شناخته شده نیست گویش خود را تغییر می دهد. برای هر چیزی که تخیل قدرت تصور آن را دارد، برنامه ای تعریف می کند و با یک گوشی تلفن، همراه آن به مرزهای تخیل و رویا نزدیک می شود. این توصیفی ساده از آن اتفاق بزرگی است که رخ داده و معلوم نیست تا کجا ادامه خواهد یافت. توسعه روزافزون تکنولوژی های نوین این امکان را در اختیار تمامی ساکنان کره زمین قرار داده تا در جهانی موازی، نامرئی و به شدت شبکه ای، شیوه تازه ای از زندگی را تجربه کنند.

شیوه ای که چندان شبیه زندگی های پیش از خود نیست. خوب یا بد، این اتفاقی است که رخ داده و تحلیلگران همپای شتاب خیره کننده آن پیش نرفته اند. شناخت بهتر، این پدیده، تنها زمانی امکان پذیر است که به آن نزدیک شویم، در خیابان هایش قدم بزنیم و همراه مردم جهان ویترین هایش را به تماشا بنشینیم.

لوله باز کنی,تخلیه چاه

لوله باز کنی

حکومت مداری خوب با دولت الکترونیکی

واژه دولت الکترونیکی هرچندتازه وارد، اما سریعاً در حال پیشرفت است. واژه دولت الکترونیکی که بیش از چهار سال از عمر آن نمی گذرد مفهوم خاصی به خود گرفته است، هرچند عده ای دولت الکترونیکی را یک نوع تجارت الکترونیکی در محدوده شهر و یا کشور می دانند و بعضی ها نیز دولت الکترونیکی را انقلابی همپایه انقلاب صنعتی می دانند اما به هر حال ایده خدمات شبانه روزی در تمامی اوقات حتی روزهای تعطیل با ظهور دولت الکترونیکی عملی شده است.

مقدمه

امروز با پیشرفت هایی که در فناوری اطلاعات و ارتباطات حاصل شده و نیز اثرگذاری این فناوری بر جوانب مختلف زندگی و ظهور عصر دیجیتال که به موج چهارم مشهور شده است، تغییر در زمینه های مختلف زندگی امری اجتناب ناپذیر شده و در صورت ناسازگاری سازمانها با این تغییرات ناکارآمدی سازمان ها بیش از پیش مشهود خواهد بود که بازاریابی و تجارت و دولت الکترونیکی نمونه هایی از این تأثیرگذاری است. یکی از آرمان های در حال تحقق عصر ارتباطات و اطلاعات، دولت الکترونیکی (E Government ) است.

واژه دولت الکترونیکی هرچندتازه وارد، اما سریعاً در حال پیشرفت است. واژه دولت الکترونیکی که بیش از چهار سال از عمر آن نمی گذرد مفهوم خاصی به خود گرفته است، هرچند عده ای دولت الکترونیکی را یک نوع تجارت الکترونیکی در محدوده شهر و یا کشور می دانند و بعضی ها نیز دولت الکترونیکی را انقلابی همپایه انقلاب صنعتی می دانند اما به هر حال ایده خدمات شبانه روزی در تمامی اوقات حتی روزهای تعطیل با ظهور دولت الکترونیکی عملی شده است.

تاریخچه پیدایش دولت الکترونیک

روند شکل گیری دولت الکترونیکی بدین گونه آغاز شد که در بخش خصوصی کشور آمریکا مسئول ایجاد دولت الکترونیکی شد. وجود شبکه جهانی گسترده اینترنت (World wide web) به شکل گیری برخی اقدام های تجاری در شرکت ها منجر شد و نتایج خوب و قابل سنجشی نیز از این اقدام ها حاصل آمد. یکی از مهمترین این نتایج افزایش اثربخشی کارکنان در سازمان ها بود، به گونه ای که در بازده کاری آنها افزایش قابل ملاحظه ای به وجود آمد؛ به عنوان نمونه میانگین بازده کاری در هر ساعت برای هر فرد پنج درصد افزایش یافت. هنگامی که فناوری وب جهانی در اکثر بخش های خصوصی به کار گرفته شد، دولت از این حرکت عقب ماند، لذا توجه دولت به این مسأله معطوف شد که ارائه خدمات به شهروندان به صورت الکترونیک بسیار آسان تر خواهد بود.

وینتون سرف (Vinton cref) که به عنوان یکی از پایه گذاران وب جهانی مشهور شده است این پیشنهاد را به دولت ها داد که «لطفاً از فناوری IT استفاده کنید. اجازه دهید که خدمات تان بیشتر در دسترس باشد، همچنین هرگز از فناوری اینترنت نهراسید اما همیشه برای آن برنامه ریزی کنید». لذا شهر گولدن به این نیاز استراتژی پی برد و برنامه ریزی استراتژیک برای تبدیل این شهر به یک شهر الکترونیک و نیز پایه گذاری دولت الکترونیک به جای دولت حاکم بر این شهر آغاز شد.

اهداف دولت الکترونیک

هدف دولت الکترونیکی ارائه خدمات بهتر و بیشتر با هزینه کمتر و اثربخشی بالاتر است که این هدف کلی از تأسیس یک دولت الکترونیکی است اما می توان اهداف جزیی تر زیر را درباره شکل گیری این گونه دولت ها برشمرد:

ـ ارائه خدمات یکپارچه: خدماتی که دولت ها ارائه می دهند در دولت الکترونیکی به صورت یکپارچه ارائه خواهد شد.

ـ ارائه خدمات با ارزش افزوده: دولت الکترونیکی، دولت ها را در ارائه خدمات منسجم کمک می کند تا به جای سرگردان شدن ارباب رجوع در ادارات کارهای اداری خود را از یک نقطه آغاز و در همان نقطه به پایان برسانند.

ـ ارائه خدمات شخصی: دولت الکترونیکی قادر است نسبت به بازسازی روابط میان خود و مردم اقدام کند. در واقع به جای ارائه خدمات یکسان برای همه دولت الکترونیکی می تواند به کمک فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) با مردم به صورت افرادی غیریکسان عمل کرده و آنها را به صورت شخصیت هایی مستقل که خواهان سرویس های غیریکسانی هستند در نظر گرفته و به آنها خدمات شخصی ارائه دهد (customize).

ـ ارائه خدمات با سرعت بیشتر: هدامروز با پیشرفت هایی که در فناوری اطلاعات و ارتباطات حاصل شده و نیز اثرگذاری این فناوری بر جوانب مختلف زندگی و ظهور عصر دیجیتال که به موج چهارم مشهور شده است، تغییر در زمینه های مختلف زندگی امری اجتناب ناپذیر شده و در صورت ناسازگاری سازمانها با این تغییرات ناکارآمدی سازمان ها بیش از پیش مشهود خواهد بود که بازاریابی و تجارت و دولت الکترونیکی نمونه هایی از این تأثیرگذاری است. یکی از آرمان های در حال تحقق عصر ارتباطات و اطلاعات، دولت الکترونیکی (government E ) است.

ـ توسعه فناوری: با دسترسی به فناوری های نو به سازمان ها و شرکت های دولتی کمک می شود تا توسعه ساختاری را از طریق مدل های دیجیتالی فراهم کند و باترکیب آنها در سیستم های مدیریت سنتی شاهد تغییرات شگرفی در این حوزه باشند.

ـ از میان بردن شکاف دیجیتالی: با از میان بردن طبقات دیجیتالی دولت ها این امکان را دارند تا دسترسی به فناوری های جدید را برای عموم مردم از طریق دوره های مختلف مهیا کنند.

تعاریف دولت الکترونیکی

با توجه به مطالب ارائه شده می توان تعاریف مختلفی از دولت الکترونیکی ارائه داد که نمونه های زیر مواردی از آنهاست:

ـ دولت الکترونیک روشی برای دولت ها به منظور استفاده از فناوری های جدید است تا امکانات لازم برای دسترسی مناسب به اطلاعات مورد نیاز و خدمات دولتی و ارائه فرصت های یکسان برای شهروندان در فرآیندها و نهادهای مدنی را فراهم کند.

ـ دولت الکترونیکی آغاز دوران مجازی (cyber time) یا موج چهارم است.

ـ دولت الکترونیک یعنی کاربرد شبکه وب جهانی (world wide web) از سوی سازمان ها و ادارات دولتی به منظور ارائه خدمات به مشتریان.

ـ مفهوم دولت الکترونیک به معنای استفاده سهل و آسان از فناوری اطلاعات (IT) به منظور توزیع خدمات دولتی بدون واسطه به مشتری و در طول شبانه روز است.

موانع شکل گیری دولت الکترونیکی

در راه شکل گیری و ایجاد دولت الکترونیکی موانعی وجود دارد که به شرح زیر است:

ـ عدم حمایت مدیران ارشد سازمانی از شکل گیری دولت الکترونیکی

ـ عدم احساس نیاز به تشکیل دولت الکترونیکی

ـ هزینه های سنگین راه اندازی چنین دولتی مشتمل بر هزینه های ایجاد، نگهداری و توسعه شبکه ها و پایگاه های اطلاع رسانی در سطح کشور

ـ کمبود نیروهای متخصص در رشته فناوری اطلاعات و ارتباطات

ـ نحوه ارائه اطلاعات درخواستی مشتریان به صورت قابل دسترس برای آنها

ـ عدم توانایی در مرزبندی اطلاعات محرمانه و غیرمحرمانه

ـ مشکلات مربوط به حفاظت از اطلاعات شخصی افراد و سازمان ها

ـ راهکارهای دسترسی کاربران به دولت الکترونیک

ـ کمبود سواد رایانه ای در مورد کاربران

ـ مشکلات تحلیل و مهندسی مجدد اطلاعات سازمان ها به منظور الکترونیکی کردن دولت

ساختار دولت الکترونیک

ستون اصلی دولت الکترونیکی رابطه ای است که با شهروندان، شرکت ها، کارکنان و مؤسسات دولتی برقرار می شود و این ارتباطات است که روح دولت الکترونیک را تشکیل می دهد. دولت الکترونیک برای خدمات دهی به شهروندان ، واحدهای خصوصی و شرکت های دولتی دیگر از کانال های مختلفی استفاده می کند که خود به روابطی میان دولت و سایر ارکان جامعه منتهی می شود که در گروه های زیر دسته بندی می شود:

ـ (Government to Business) یا G۲B: رابطه ای که میان دولت و شرکت های خصوصی برقرار می شود که در آن دولت سرویسی را به آن سازمان ارائه می دهد، مانند ارائه مجوز و گواهینامه ها، انجام خرید و فروش کالاها و خدمات و غیره.

ـ (Government to Citizen) یا G۲C: رابطه دولت با شهروندان که در این رابطه دولت خدماتی را به شهروندان ارائه می دهد، در این نوع رابطه دولت سرویس های درخواستی شهروندان را به صورت رایگان بر روی شبکه قرار می دهد.

ـ (Citizen to Government) یا C۲G: ارتباطی میان دولت و مردم که در آن شهروندان اطلاعاتی را به دولت ارائه می دهند، به عنوان نمونه ای کاربردی می توان به انتخابات الکترونیکی اشاره کرد.

ـ (Government to Government) یا G۲G: رابطه ای درون سازمانی میان ادارات دولتی و یا میان دولت های مختلف که در آن هر یک از سازمان ها یا دولت ها اقدام به ارائه سرویس می کنند و یا روابطی را بر روی شبکه جهانی به وجود آورند.

ـ (Government to Employer) یا G۲E: رابطه میان دولت و کارمندانش است که شامل سرویس هایی است که در رابطه با شغل کارمندان بر روی شبکه جهانی در اختیار آنها قرار می گیرد. این سرویس ها شامل امور مالیاتی، حقوقی و مالی است. رسیدگی به عملکرد پرسنل و ارتباطات درون سازمانی در جهت کاهش بوروکراسی های بی مورد اداری و جلوگیری از اتلاف زمان و افزایش بهره وری در سازمان نیز از مصادیق G۲E است.

جایگاه ایران در دولت الکترونیکی

دولت الکترونیک در ایران دارای متولی مستقلی نیست، اما در بعضی زمینه ها فعال است. نزدیک به هزار سایت دولتی ایرانی فعال است که با وجود همه کاستی ها و نقص هایی که دارند بخشی از بار دولت الکترونیکی را بر دوش می کشند.

دفاتر مختلف دولت الکترونیک که در شهرهای مختلف راه اندازی شده است، خدمات و سرویس هایی هر چند محدود به شهروندان ارائه می دهند. اعطای وام ها و تسهیلاتی از طریق طرح تکفا به سازمان ها و شرکت های خصوصی در حوزه IT تأثیر مستقیمی در گسترش دولت الکترونیکی در ایران خواهد داشت. اما این تلاش ها در گستره جهانی تلاشی اندک به حساب می آید.

مراحل تکامل دولت الکترونیک

در روند گسترش سرویس هایی که دولت الکترونیک به جامعه ارائه می دهد، دولت باید از مراحل مختلفی عبور کند که این مراحل در چهار بخش زیر تقسیم بندی می شود:

۱) به وجود آمدن web site دولتی که شامل اطلاعاتی در مورد سازمان های مختلف است.

۲) ایجاد web site های دولتی که شامل سازمان ها در یک محیط تعاملی هستند.

۳) ایجاد web site هایی که به سرویس گیرندگان این اجازه را می دهند که بتوانند به اطلاعات شخصی مورد نیاز دست یابند.

۴) گسترش web siteها و شبکه هایی که دائماً به شهروندان خدمات ارائه می دهند و شامل سازمان های زیادی هستند که توسط این شبکه به یکدیگر متصل شده اند.

مزایای دولت الکترونیک

دولت الکترونیک امکانات فراوانی را برای تحقق حکومت مداری خوب فراهم می کند و با به کارگیری فناوری های جدید به بهبود فرایندهای ارائه خدمات عمومی، تسریع ارائه خدمات، پاسخگوتر شدن دولت، شفافیت اطلاعات، کاهش فاصله میان مردم و دولت، مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های عمومی، گسترش عدالت اجتماعی از طریق فرصت های برابر برای افراد، ارتباط مستقیم با مقام های دولتی، صرفه جویی در زمان، حمل و نقل، ساعات کار، هزینه های خدمات و منابع انرژی، امکان ارائه خدمات در هر مکان و هر زمان، افزایش کارآیی، کوچک سازی دولت، تسهیل اخذ اطلاعات و خدمات از سوی شهروندان و نیز به وسیله دولت، تسهیل فرایندهای کاری سازمان ها کمک می کند.
لوله باز کنی,تخلیه چاه

۱۰ نکته برای حفظ امنیت

۱۰ نکته برای حفظ امنیت

اگر شما از کاربرانی هستید که اخبار فناوری اطلاعات را دنبال می کنید به طور حتم همه روزه اخبار جدیدی را درباره حملات و تهدیدهای رایانه ای می شنوید. این تهدیدها شامل حمله ویروس های جدید و یا انواع هک و نفوذ در سیستم های رایانه ای است. انتشار این گونه اخبار باعث بروز اضطراب و نگرانی در بین کاربرانی می شود که به صورت مستمر از رایانه بهره می گیرند و یا اطلاعاتی ارزشمندی روی رایانه خود دارند.به گزارش سایت آفتاب در این مقاله سعی شده است چند نکته که در زمینه امنیت رایانه اهمیت اساسی دارد به صورت مختصر شرح داده شود. کاربر در صورت رعایت این نکات می تواند تا حدود زیادی از حفظ امنیت رایانه خود مطمئن شود.

۱) استفاده از نرم افزارهای محافظتی (مانند ضدویروس ها) و به روز نگه داشتن آن ها

از وجود ضدویروس روی دستگاه خود اطمینان حاصل کنید. این نرم افزارها برای محافظت از رایانه در برابر ویروس های شناخته شده به کار می رود و در صورت استفاده از آن ها کاربر نگرانی درباره ویروس ها نخواهد داشت. در شرایطی که روزانه ویروس های جدید تولید و توزیع می شود، نرم افزارهای ضدویروس برای تشخیص و از بین بردن آن ها باید به صورت منظم به روز شود. برای این کار می توان به سایت شرکت تولیدکننده ضدویروس مراجعه کرد و اطلاعات لازم را درباره نحوه به روزرسانی و نیز فایل های جدید دریافت کرد. عموما نرم افزارهای ضدویروس ابزارهای به روزرسانی و زمان بندی این فرآیند را در خود دارد. برای مطالعه بیشتر درباره ویروس ها و آشنایی با نحوه کار و قابلیت های ضدویروس ها به سایت های امنیتی مراجعه کنید.

۲) باز نکردن نامه های دریافتی از منابع ناشناس

این قانون ساده را پیروی کنید، «اگر فرستنده نامه را نمی شناسید، نسبت به نامه و پیوست های آن بسیار با دقت عمل کنید». هرگاه یک نامه مشکوک دریافت کردید، بهترین عمل حذف کل نامه همراه با پیوست های آن است.برای امنیت بیشتر حتی اگر فرستنده نامه آشناست باز هم باید محتاط بود. اگر عنوان نامه نا آشنا و عجیب است و در صورتی که نامه حاوی لینک های غیرمعمول است، باید با دقت عمل کرد. ممکن است دوست شما به صورت تصادفی ویروسی را برای شما فرستاده باشد. به عنوان مثال ویروس «I Love You» می تواند به همین صورت میلیون ها رایانه را در سراسر دنیا آلوده کند.

۳) استفاده از رمز عبور مناسب

رمز عبور تنها در صورتی دسترسی غریبه ها به منابع موجود را محدود می کند که حدس زدن آن به سادگی امکان پذیر نباشد. پسورد خود را در اختیار دیگران قرار ندهید و از یک پسورد در بیشتر از یک مورد استفاده نکنید. در این صورت اگر یکی از رمزها لو رود، همه منابع در اختیار شما در معرض خطر قرار نخواهد گرفت. قانون طلایی برای انتخاب رمز عبور شامل موارد زیر است:
پسورد باید حداقل شامل ۸ حرف و تاحدامکان کلمه ای بی معنا باشد. در انتخاب این کلمه اگر از حروف کوچک، بزرگ و اعداد استفاده شود مانند fy۸d۲۷xk ضریب امنیت بالا تر خواهد رفت.
به صورت منظم پسوردهای قبلی را عوض کنید.
پسوردهای خود را در اختیار دیگران قرار ندهید.

۴) محافظت از رایانه با استفاده از دیواره آتش

دیواره آتش(Firewall) ، دیواری مجازی بین سیستم رایانه ای و دنیای بیرون ایجاد می کند. این محصول به ۲ صورت نرم افزاری و سخت افزاری ارائه شده است و برای حفاظت رایانه های شخصی و نیز شبکه به کار می رود. حفاظ داده های غیرمجاز و یا داده هایی را که به صورت بالقوه خطرناک است، فیلتر می کند و دیگر اطلاعات را عبور می دهد. علاوه بر این حفاظ در شرایطی که رایانه به اینترنت متصل است، مانع دسترسی افراد غیرمجاز به رایانه می شود.

۵) خودداری از به اشتراک گذاشتن منابع رایانه با کاربران ناآشنا

سیستم های عامل این امکان را برای کاربران خود فراهم می آورد که با هدف به اشتراک گذاری فایل، دسترسی دیگران را از طریق شبکه و یا اینترنت به دیسک سخت محلی میسر کنند. این قابلیت امکان انتقال ویروس از طریق شبکه را فراهم می آورد. از سوی دیگر در صورتی که کاربر دقت کافی را در به اشتراک گذاشتن فایل ها به عمل نیاورد، امکان مشاهده فایل های خود را به کاربرانی که مجاز نیستند ایجاد می کند. بنابراین درصورتی که نیاز واقعی به این قابلیت ندارید، به اشتراک گذاری فایل را متوقف کنید.

۶) قطع اتصال به اینترنت در مواقع استفاده نکردن

به خاطر داشته باشید که بزرگراه دیجیتال یک مسیر دوطرفه است و اطلاعات ارسال و دریافت می شود. قطع اتصال رایانه به اینترنت در شرایطی که نیازی به آن نیست احتمال این که کسی به دستگاه شما دسترسی پیدا کند را از بین می برد.

۷) تهیه پشتیبان از داده های موجود روی رایانه

همواره برای از بین رفتن اطلاعات ذخیره شده روی حافظه دستگاه خود آمادگی داشته باشید. امروزه تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری متنوعی برای تهیه نسخه های پشتیبان توسعه یافته است که با توجه به نوع داده و اهمیت آن می توان از آن ها بهره گرفت. بسته به اهمیت داده باید سیاست گذاری های لازم انجام شود. در این فرآیند تجهیزات مورد نیاز و زمان های مناسب برای تهیه پشتیبان مشخص می شود. علاوه بر این باید همواره دیسک های Start up در دسترس داشته باشید تا در صورت وقوع اتفاقات نامطلوب بتوانید در اسرع وقت سیستم را بازیابی کنید.

۸) گرفتن منظم وصله های امنیتی(Patches)

بیشتر شرکت های تولیدکننده نرم افزار هر از چند گاهی نرم افزارهای به روزرسان و وصله های امنیتی جدیدی را برای محصولات خود ارائه می کنند. با گذر زمان اشکالات جدید در نرم افزارهای مختلف شناسایی می شود که امکان سوءاستفاده را برای هکرها به وجود می آورد. پس از شناسایی اشکال، شرکت تولیدکننده محصول، به نوشتن وصله های مناسب برای افزایش امنیت و از بین بردن راه های نفوذ به سیستم اقدام می کند. این وصله ها روی سایت های وب شرکت ها عرضه می شود و کاربران باید برای تامین امنیت سیستم خود همواره آخرین نسخه های وصله ها را بگیرند و روی سیستم خود نصب کنند. برای راحتی کاربران ابزارهایی توسعه داده شده است که به صورت خودکار به سایت های شرکت های تولیدکننده محصولات متصل می شود و فهرست آخرین وصله ها را دریافت می کند. سپس با بررسی سیستم موجود نقاط ضعف آن شناسایی و به کاربر اعلام می شود. به این ترتیب کاربر از وجود آخرین نسخه های به روزرسان آگاه می شود.

۹) بررسی منظم امنیت رایانه

در بازه های زمانی مشخص وضعیت امنیتی رایانه خود را ارزیابی کنید. انجام این کار در هر سال حداقل دو بار توصیه می شود. بررسی پیکربندی امنیتی نرم افزارهای مختلف شامل مرورگرها و حصول اطمینان از مناسب بودن تنظیم های سطوح امنیتی در این فرآیند انجام می شود.

۱۰) حصول اطمینان از آگاهی اعضای خانواده و یا کارمندان از نحوه برخورد با رایانه های آلوده

هر کاربری که از رایانه استفاده می کند باید اطلاعات کافی درباره امنیت بداند. چگونگی استفاده از ضدویروس ها و به روزرسانی آن ها، روش گرفتن وصله های امنیتی و نصب آن ها و چگونگی انتخاب گذر واژه مناسب، از جمله موارد ضروری است.

لوله باز کنی,تخلیه چاه

لوله باز کنی

 انتخاب و محافظت از کلمات عبور

کلمات عبور بخش مهمی از امنیت کامپیوتر هستند و در حقیقت در خط مقدم حفاظت از اکانت کاربران قرار می گیرند. یک کلمه عبور نامناسب ممکن است منجر به سوءاستفاده از کل شبکه شود. بهمین دلیل تمام کارمندان شامل پیمانکاران و فروشندگان که به سیستم شرکت دسترسی دارند مسوول انتخاب کلمه عبور مناسب و محافظت از آن هستند.

در این مقاله به نکاتی در مورد ایجاد کلمات عبور قوی و محافظت از آنها و زمان انقضاء و تغییر آنها اشاره می شود. در حقیقت مخاطب این مقاله تمام افرادی هستند که مسوول اکانت یا هر سیستمی هستند که از طریق آن به شبکه یا اطلاعات غیرعمومی دسترسی دارند.

سیاست کلی

ـ تمام کلمات عبور در سطح سیستم باید حداقل سه ماه یکبار عوض شوند.

ـ تمام کلمات عبور سطح کاربر (مانند ایمیل یا کامپیوتر) باید هر شش ماه تغییر کنند که البته تغییر چهار ماهه توصیه می شود.

ـ اکانتهای کاربری که مجوزهای سطح سیستم دارند باید کلمات عبوری داشته باشند که با کلمات عبور دیگر اکانتهای آن کاربر متفاوت باشد.

ـ کلمات عبور نباید در ایمیلها یا سایر شکلهای ارتباطات الکترونیکی درج شوند.

ـ باید رهنمونهای زیر در تمام کلمات عبور سطح سیستم و سطح کاربر رعایت شود.

راهنماییها

راهنمایی کلی ساخت کلمه عبور

کلمات عبور برای اهداف گوناگونی در شرکتها استفاده می شوند. تعدادی از استفاده های معمول اینها هستند:

ـ اکانتهای سطح کاربر

ـ اکانتهای دسترسی به وب

ـ اکانتهای ایمیل

ـ حفاظت از مونیتور

ـ کلمه عبور صندوق پستی

ـ ورود به روتر محلی

چون سیستمهای بسیار کمی از نشانه های یکبارمصرف استفاده می کنند (مانند کلمات عبور دینامیک که فقط یکبار استفاده می شوند)، هرکسی باید از نحوه انتخاب کلمات عبور مناسب آگاه باشد.
کلمات عبور ضعیف معمولا مشخصات زیر را دارند:

ـ کلمه عبور شامل کمتر از هشت حرف است.

ـ کلمه عبور کلمه ای است که در یک فرهنگ لغت یافت می شود.

ـ کلمه عبور کلمه ای است که کاربرد عمومی دارد مانند:

ـ نام خانوادگی، حیوانات اهلی، دوستان، همکاران، شخصیت های خیالی و غیره

ـ نامها و اصطلاحات کامپیوتری، فرمانها، سایتها، شرکتها، سخت افزار و نرم افزار.

ـ نام شرکت یا کلمات مشتق شده از این نام.

ـ تاریخ های تولد و سایر اطلاعات شخصی مانند آدرس ها و شماره های تلفن.

ـ الگوهای کلمات یا شماره ها مانند aaabbb، qwerty، zyxwvuts، ۱۲۳۳۲۱ و غیره.

ـ هرکدام از عبارات فوق بطور برعکس.

ـ هرکدام از عبارات فوق که تنها با یک رقم شروع یا به آن ختم می شود.
کلمات عبور مناسب مشخصات زیر را دارند:

ـ شامل هم حروف کوچک و هم بزرگ هستند (a z و A Z)

ـ علاوه بر حروف از ارقام و نشانه ها هم در آنها استفاده می شود مانند ۰ ۹ و !@#$%^&*()_+|~=’{}[];<>?./

ـ حداقل هشت حرف دارند.

ـ کلمه ای در هیچ زبان، گویش یا صنف خاص نیستند.

ـ برپایه اطلاعات شخصی، اسم یا فامیل نیستند.

ـ کلمات عبور هرگز نباید نوشته یا جایی ذخیره شوند. سعی کنید کلمات عبوری انتخاب کنید که بتوانید براحتی در ذهن داشته باشید. یک روش انجام این کار، ایجاد کلمه عبور بر پایه یک ترانه یا عبارت است. برای مثال عبارت “This May Be One Way To Remember” و کلمه عبور می تواند “TmB۱w۲R!” یا “Tmb۱W>r~” یا انواع دیگری از همین الگو باشد.
توجه:

این مثالها را بعنوان کلمه عبور استفاده نکنید.

استانداردهای حفاظت از کلمه عبور

از کلمات عبور مشترک برای اکانتهای شرکت و دسترسی های شخصی استفاده نکنید. تا جایی ممکن است، از کلمه عبور مشترک برای نیازهای مختلف شرکت استفاده نکنید. برای مثال، برای سیستمهای مهندسی یک کلمه عبور انتخاب کنید و یک کلمه عبور دیگر برای سیستمهای IT . همچنین برای استفاده از اکانتهای NT و UNIX کلمات عبور متفاوت انتخاب کنید.

کلمات عبور شرکت با هیچ کس از جمله دستیاران و منشی ها در میان نگذارید. باید با تمام کلمات عبور بصورت اطلاعات حساس و محرمانه برخورد شوند.
در اینجا به لیستی از “انجام ندهید ”ها اشاره می شود.

ـ کلمه عبور را از طریق تلفن به هیچ کس نگویید.

ـ کلمه عبور را از طریق ایمیل فاش نکنید.

ـ کلمه عبور را به رئیس نگویید

ـ در مورد کلمه عبور در جلوی دیگران صحبت نکنید.

ـ به قالب کلمه عبور اشاره نکنید (مثلا نام خانوادگی)

ـ کلمه عبور را روی فهرست سوالات یا فرمهای امنیتی درج نکنید.

ـ کلمه عبور را با اعضای خانواده در میان نگذارید.

ـ کلمه عبور را هنگامی که در مرخصی هستید به همکاران نگویید.

اگر کسی از شما کلمه عبور را پرسید، از ایشان بخواهید که این مطلب را مطالعه کند یا اینکه با کسی در قسمت امنتیت اطلاعات تماس بگیرد.

از ویژگی “Remember Password” یا حفظ کلمه عبور در کامپیوتر استفاده نکنید.

مجددا، کلمات عبور را در هیچ جای محل کار خود ننویسید و در فایل یا هر سیستم کامپیوتری ذخیره نکیند (شامل کامپیوترهای دستی) مگر با رمزکردن.

کلمات عبور را حداقل هر شش ماه عوض کنید (بجز کلمات عبور سطح سیستم که باید هر سه ماه تغییر کنند).

اگر هر اکانت یا کلمه عبور احتمال فاش و سوءاستفاده از آن میرود، به بخش امنیت اطلاعات اطلاع دهید و تمام کلمات عبور را تغییر دهید.

شکستن یا حدس زدن کلمه عبور ممکن است در یک زمان متناوب یا اتفاقی توسط بخش امنیت اطلاعات یا نمانیدگی های آن رخ دهد. اگر کلمه عبور در طول یکی از این پیمایش ها حدس زده یا شکسته شود، از کاربر خواسته خواهد شد که آن را تغییر دهد.

رعایت موارد مذکور، به حفاظت بیشتر از اطلاعات و قسمتهای شخصی افراد کمک خواهد کرد.

لوله باز کنی,تخلیه چاه

نگاهی به مادربرد GA EG۴۱M S۲H

نگاهی به مادربرد GA EG۴۱M S۲H

اینتل بالاخره چیپ ست ارزان قیمت جدید خود را با پردازنده گرافیکی داخلی روانه بازار کرد. از آجایی که محصولات ارزان قیمت در بازار از طرفداران بی شماری برخوردار هستند معمولا سازندگان توجه خاصی به طراحی و ساخت این محصولات دارند. اینتل نیز به عنوان بزرگترین سازنده تراشه های کامپیوتری در دنیا همیشه تاکید زیادی بر روی ساخت محصولات متنوع برای بازار سیستم های ارزان قیمت داشته است. به همین دلیل است که همیشه شاهد وجود تنوع بیشتر بین محصولات ارزان قیمت این شرکت هستیم تا محصولات گران قیمت.

در زمینه تولید چیپ ست ها نیز اینتل بزرگترین تولید کننده حاضر در بازار است. با وجود دارا بودن سابقه طولانی در تولید چیپ ست ها توسط این شرکت، بسیاری از مصرف کنندگان انتقادهایی را درباره چیپ ست های ارزان قیمت تولیدی این شرکت که دارای پردازنده گرافیکی داخلی بودند مطرح می کردند. یکی از مهمترین این ایرادها ضعف پردازنده گرافیکی داخلی در این چیپ ست ها بود. بسیاری از کاربران معتقد بودند که پردازنده های گرافیکی چیپ ست های سری G آنقدر ضعیف هستند که برای انجام حداقل ها نیز آن ها را با مشکل مواجه می کنند. از آنجایی که می دانید در حال حاظر سیستم عامل های متعددی از اینترفیس های سه بعدی استفاده می کنند. سیستم عامل هایی مانند Windows Vista و حتی نسخه های جدید Linux از جمله سیستم عامل هایی هستند که به پردازنده های گرافیکی با توانایی های مناسب نیاز دارند.

به همین دلیل اینتل تصمیم گرفت در نسل جدید چیپ ست های خود از پردازنده های گرافیکی استفاده کند که دارای توانایی های گرافیکی بهتری باشد. چیپ ست G۴۱ محصولی است که با این تفکر تولید شده. چیپ ستی ارزان قیمت که دارای پردازنده گرافیکی داخلی با توانایی های مناسب است. پردازنده گرافیکی Intel GMA X۴۵۰۰ اگر چه خیلی قدرتمند نیست اما به دلیل مصرف توان بسیار پایین، توانایی پردازش سه بعدی مناسب و هزینه های اندکی که به قیمت چیپ ست اضافه می کند، انتخاب بسیار خوبی برای آن دسته از کاربرانی است که علاقه ای به بازی های و نرم افزارهای سه بعدی ندارند. به دلیل پشتیبانی کامل از DirectX ۱۰ پردازنده گرافیکی این چیپ ست می تواند به صورت کامل از اینترفیس سه بعدی ویندوز ویستا و سیستم عامل جدید مایکروسافت که با نام ویندوز ۷ شناخته می شود به شکل کامل پشتیبانی کند.

به دلیل علاقه بسیاری از کاربران به تماشای ویدیوهای با وضوح بالا، اینتل سعی کرده است تا G۴۱ را به شکل کامل برای پخش تصاویر متحرک مهیا کند. پردازنده گرافیکی X۴۵۰۰ از کد گشایی MPEG۲ به صورت سخت افزاری پشتیبانی کرده و می تواند مزامین کدگذاری شده با استاندارد HDCP را نیز پخش کند. پشتیبانی از تکنولوژی PureVideo برای دستیابی به تصاویر ویدیویی واضح تر و شفاف تر نیز مجموعه توانایی های تصویزی این پردازنده گرافیک را کامل کرده است. در زمینه خروجی های تصویری نیز اینتل دست و دل بازانه عمل کرده است. خروجی های Display Port، DVI و D sub توسط این چیپ پشتیبانی می شوند. این شرکت حتی خروجی های HDMI را هم پیش بینی کرده است و می توانید با استفاده از این درگاه سیستم خودر ا به تلوزیون های با وضوح بالا متصل کنید. با توجه به این موضوع که از این چیپ ست بیشتر در سیستم چند رسانه ای مورد استفاده قرا می گیرد،پشتیبانی از HDMI می تواند به عنوان یکی از مزایای عمده آن در نظر گرفته شود. در نهایت با توجه به امکان پشتیبانی از دو خروجی به صورت همزمان می توانید تا دو مانیتور را در آن واحد به مادربرد متصل کنید.

در زمینه پشتیبانی از پردازنده و حافظه نیز این چیپ ست دارای مشخصات بسیار خوبی است. از تمامی پردازنده های خانواده Core۲ با FSB تا ۱۳۳۳ مگاهرتز که با پروسه ساخت ۴۵ نانومتری تولید شده اند را می توان به همراه آن مورداستفاده قرار داد. همچنین می توانید تا ۴ گیگابایت حافظه DDR۲ را با سرعت ۸۰۰ مگاهرتز به صورت دوکاناله پیکره کرده و به حداکثر پهنای باند ۱۲.۸ گیگابایت در ثانیه دست پیدا کنید. این پهنای باند برای بسیاری از کاربردها بیش از کافی است. برای راحتی بیشستر مصرف کنندگان تکنولوژی Intel FlexMemory که به شما اجازه می دهد از ماژول های حافظه در اندازه ها و سرعت های گوناگون در پیکره بندی دوکاناله استفاده کنید نیز در این چیپ ست پشتیبانی شده است.

مادربرد GIGABYTE GA EG۴۱M S۲H که با استفاده از این چیپ ست تولید شده است، به خوبی از تمامی توانایی های G۴۱ بهره برده است. به رسم مادربردهای ارزان قیمت تر، این مادربرد در شکل ساخت Micro ATX تولید شده که استفاده از آن را در کیس های کوچک امکان پذیر می کند. مادربرد از چهار درگاه SATA با سرعت سه گیگابیت بر ثانیه پشتیبانی می کند که در گوشه پایینی آن تعبیه شده و مشکلی را برای نصب کابل ها ایجاد نمی کند. تعداد اسلات های حافظه در این مادربرد به دو عدد کاهش یافته است که البته با توجه به پشتیبانی چیپ ست از حداکثر ۴ گیگابایت حافظه و در دسترس بودن ماژول های ۲ گیگابایتی چنین کاری منطقی به نظر می رسد.

تعداد خروجی های تصویری در این مدل در بالاترین حد خود است. یک درگاه D Sub، یک درگاه DVI و یک درگاه HDMI خروجی هایی هستند که با استفاده از آن ها می توانید تمامی نمایشگرهای بازار را به GV EG۴۱M S۲H متصل کنید. برای کاربرانی که می خواهند از کارت های گرافیکی جداگانه استفاده کنند نیز یک درگاه PCI Ex۱۶ در نظر گرفته شده است. در نهایت مادربرد GA EG۴۱M S۲H یکی از بهترین انتخاب ها برای کارهای دفتری و یا برای طراحی های سیستم چند رسانه ای است. با توجه به پردازنده گرافیکی توانمند و خروجی های متعدد، این مادربرد می تواند نیازهای شمار را در این زمینه ها به خوبی برآورده کند.

لوله باز کنی,تخلیه چاه

تکیه گاه های مطمئن سخت افزاری

تکیه گاه های مطمئن سخت افزاری

هنگامی که قصد جمع کردن یک سیستم رایانه جدید را دارید، انتخاب یک مادربورد (motherboard) مناسب، بخشی حیاتی از این پازل است. چرا که انتخاب غلط می تواند عملکرد صحیح همه قطعات سخت افزاری شما را مختل کرده و آنها را از انجام وظایفی که برای آنها تعریف شده بازدارد. از بسیاری جهات انتخاب مادربورد در بین قطعات سخت افزاری می تواند یکی از دشوارترین مراحل باشد.

 

انتخاب یک مادربورد که توانایی کارکردن با بقیه قطعات شما را داشته باشد، تنها نیاز شما نیست. شما همچنین باید قابلیت های این بورد برای ارتقا و مطابقت آن با قطعاتی که در آینده قصد خرید آنها را دارید، مد نظر داشته باشید. اگر می خواهید بزودی یک دوربین یا فضای ذخیره داده خارجی (extrnal storage) جدیدی با درگاه اتصال پرسرعت USB ۳.۰ تهیه کنید، خرید مادربورد فاقد این درگاه اتصال، اشتباه بزرگی است. اولین قدم در انتخاب یک مادربورد مناسب آن است که با پردازنده (CPU) شما مطابقت داشته باشد. در قدم های بعدی قابلیت انطباق آن با دیگر اجزای تشکیل دهنده رایانه چون حافظه RAM، دیسک سخت (hard disk)، کارت های بسط و توسعه (expantion cards)، گرداننده های نوری (optical drives) را باید در نظر داشته باشیم. در مرحله آخر باید قابلیت های حیاتی و اضافی دیگر و ویژگی های جدید را مورد توجه قرار دهیم. البته یکی از مهم ترین گزینه ها در زمینه مادربورد این است که قیمت آن نیز معقول باشد. ما قصد داریم به شما کمک کنیم تا با توجه به بودجه ای که برای خرید مادربورد کنار گذاشته اید، بهترین بورد AMD و اینتل (Intel) را از میان مادربوردهای روز موجود در بازار انتخاب کنید.

 

ـ محدوده قیمت ۵۰ تا ۱۰۰ یورو

 

۱ـ مادربورد Asus M۵A۹۷ PRO: AMD

 

AMD با پایین آوردن قیمت مادربوردهای منطبق با پردازنده بولدوزر (Buldozer) و بالابردن کارایی آن، دست به اقدامی پسندیده زد و حوزه تسلط خود را در بازار مصرف گسترش داد. شرکت ایسوس به جای این که بنای بوردهایش را بر اساس مجموعه تراشه های (chipset) مشهور ۹۹۰X و گزینه های موجود برای ۹۹۰FX بگذارد، آنها را بر اساس تراشه های ۹۷۰ پایه گذاری کرد که این اقدام به محرومیت از قابلیت چند گرافیکی انویدیای SLI و تنها برخورداری از نگارش AMD آن به CrossFire X انجامید. به هر حال اگر شما قادرید از عهده خرید دو عدد کارت گرافیک مستقل برآیید، باید یک مادربورد بهتر تهیه کنید. البته این حوزه ای است که در آن صرفه جویی زیادی امکان پذیر است.

 

در این مادربورد یک شکاف پایانه (slot) برای استقرار کارت های PCIe x۱۶ وجود داشته و از لحاظ درگاه های (port) گسترش چهار عدد PCIe و دو عدد PCI دارد که از همان ابتدا امید کسانی را که چشم به ارتقائات خاص بعدی دارند، ناامید می کند. اما پل جنوبی SB۹۵۰ به معنای دریافت شش عدد اتصال شش گیگابایت بر ثانیه ای و شش درگاه USB ۲.۰ اما فقط دو درگاه USB ۳.۰ در پشت کیس دارد و از نظر حافظه هم به مرز استفاده از رم ۲۰۰۰ مگاهرتز رسیده است. ایسوس برای پایین آوردن قیمت تمام شده، یک سری لوازم جانبی همراه این بورد مثل کابل ساتا را حذف کرده که باید آنها را جداگانه خرید. این مادربورد برای ارتقای سیستم های قدیمی، انتخاب مناسبی است؛ اما بازیخورهایی که خواهان استفاده از کارت گرافیک دوم هستند، باید از خیر این بورد بگذرند و به فکر نوع بهتری باشند.

 

۲ـ مادربورد اینتل: Gigabyte GA Z۶۸AP D۳

 

یکی از دو مادربورد Z۶۸ در دسترس فعلی، این بورد است. بد نیست بدانید این مادربورد چه ویژگی هایی را فدای پایین آوردن قیمت کرده است. اول از همه Z۶۸ بیشترین فشار را بر دوش پردازنده انداخته و به تبعیت از آن مادربورد گیگابایت GA Z۶۸AP D۳ با ارائه چند قابلیت بیشتر بین بوردهای دیگر سری بین سرها درآورده است. درگاه HDMI آنبورد این بورد این امتیاز را دارد که با قابلیت پخش ویدئوی با کیفیتش کاربر را از خرید کارت گرافیک مستقل بی نیاز کند؛ اما با وجود گرانی، تطبیق دهنده های DVI حذف درگاه VGA از روی این مادربورد برای استفاده با صفحه نمایش های قدیمی چندان معقول به نظر نمی رسد. با پشتیبانی از فناوری پاسخگویی هوشمند (Smart Response)، کاملا آماده ارتقا با یک فضای ذخیره داده وضعیت جامد (SSD) است. با هفت پایانه گسترش، دو ساتای ۶Gbps و چهار عدد SATA II این مادربورد قدرتمند سندی بریج (Sandy Bridge)هنوز خیلی جای ارتقا دارد و قابلیت رقابت در بازار را برای مدتی حفظ خواهد کرد.

 

ـ محدوده قیمت ۱۰۰ تا ۱۵۰ یورویی

 

۱ـ مادربورد AMD: Gigabyte GA ۹۹۰FXA UD۳

 

قیمت این مادربوردخیلی منصفانه است و با این که حدود یک سال از به بازار آمدنش می گذرد، از قابلیت انطباق با پردازنده بولدوزر برخوردار است. با این که کارایی ضعیف آنها از تاثیر گذاریشان نسبت به سخت افزارهای اینتل کاسته است، اما خود بورد مطابق با استانداردهای مدرن امروزی بوده و با شش پایانه PCIe و یک پایانه PCI، از ا مکانات خوبی برای توسعه PC برخوردار است.این مادربورد از هر دو قابلیت چند گرافیکی nVidia SLI و AMD CrossFire X پشتیبانی می کند و با دو کارت گرافیکی در حالت سرعت کامل ۱۶x می تازد. این بورد شش درگاه ساتای ۶Gbps و ده درگاه USB دارد که دو عدد از آنها USB ۳.۰ است. چهار شکاف پایانه حافظه آن نیز تا ۳۲ گیگابایت رم را پشتیبانی می کند که با ارتقا از طریق دستکاری تنظیمات (overclocking) می توانید به سرعت هایی در حد دو گیگاهرتز دست یابید که آن را بسیار ارتقاپذیر می کند. از ویژگی های دیگر آن می توان سه عدد USB دارای حالت power boost نام برد که قابلیت شارژ سریع وسایلی چون تلفن های همراه را دارند. این بورد بیشتر برای آنهایی قابل استفاده است که از پیش یک پردازنده قدیمی داشته و به مادربوردی برخوردار از چند ویژگی اضافی و امکانات خوب برای ارتقا در آینده نیاز دارند.

 

۲ـ مادربورد اینتل: Asus P۸Z۶۸ V Pro

 

قلب تپنده این مادربورد چیپ ست Z۶۸ با قابلیت پشتیبانی پردازنده های دارای معماری سندی بریج اینتل است. این بورد دو درگاه USB ۳.۰ و دو درگاه ساتای ۶Gbps دارد. به هیچ وجه به گرد بوردهای آیوی بریج (Ivy Bridge) نمی رسد، اما در هر حال رقیب قدرتمندی است. از فناوری پاسخگویی هوشمند بهره می برد و در نتیجه توانایی استفاده از درایو SSD به عنوان حافظه نهان (cache) برخوردار بوده و همچنین قابلیت اورکلاک کردن بخش گرافیک (GPU component) تراشه سندی بریج برای بهره گیری بیشتر از ظرفیت های سیستم را دارد. سیستم گرافیک آنبورد P۸Z۶۸ V Pro مشکلاتی از لحاظ نرم افزار دارد؛ اما در کل از کارکرد خوبی برخوردار است. شما با سیستم Lucid Virtu آن می توانید بین معماری درون ساخت گرافیک و کارت گرافیک قدرتمند متصل شده، از راه درگاه گسترش سوئیچ کنید که به عنوان یک راهکار برجسته و مؤثر صرفه جویی در مصرف انرژی می تواند در پایین آوردن حرارت سیستم نیز بشدت تاثیرگذار باشد. این ویژگی را شما در هیچ یک از بوردهای ارزان و در بوردهای گران قیمت نمی توانید بیابید. مادربورد Asus P۸Z۶۸ V Pro بازار رایانه های سطح متوسط نسبتا پیشرفته را مورد هدف قرار داده است. بنابراین اگر بخواهید کارآمدی (efficency) و سرعت کلی سیستم خود را ارتقا دهید، باید از این مادربورد استفاده کنید.

 

لوله باز کنی

لوله باز کنی

شرکت ما پیشرو در ارائه خدمات لوله بازکنی و تخلیه چاه در تمام استان تهران می باشد و داری لوله بازکنی در غرب تهران لوله بازکنی در شرق تهران لوله بازکنی در جنوب تهران و تهران مرکزی می باشد

لوله و اتصالات، همیشه از مهمترین و پرکاربردترین قسمت های ساختمان سازی بوده و هست. معماران و پیمانکاران نیز به این موضوع توجه بسیاری نشان داده اند و پیوسته دنبال تولید و استفاده از لوله ای با کیفیت بالا بوده‌اند. لوله بازکنی و لوله بازکن ها نیز از افرادی هستند که باید درباره لوله ها اطلاعات داشته باشند و بتوانند در هنگام لوله بازکنی جنس لوله ها را تشخیص دهند.

هرچه باید درباره لوله‌ بازکنی لوله  چدنی بدانید!

چدن ریخته گری ماده‌ایست که جنس این لوله‌ها را تشکیل می‌دهد و بر حسب نوع کاربرد آنها انواع و مقدار آلیاژ ، شکل و طول لوله ،‌نوع اتصالات آنها با هم متفاوت هستند و اغلب در سیستم لوله کشی فاضلاب استفاده می شوند .
انواع لوله‌های چدنی که می‌توان در سیستم فاصلاب استفاده کرد:

سرتوپی (یک سرتوپی – دو سرتوپی)

دو سر تخت

لوله‌های چدنی چه مزایایی در لوله باز کنی دارند؟

در برابر فشار وارده به جداره های خارجی دارای مقاومت و استحکام خوبی هستند

در این لوله‌ها فرسودگی کمتری نسبت به لوله‌های فلزی وجود دارد.

برای بازکردن و آزادکردن این نوع لوله‌ها، می‌توان به راحتی از دستگاه تراکم استفاده کرد.

قیمت این لوله‌ها از لوله‌های فلزی کمتر است.

لوله‌های چدنی  در لوله باز کنی چه معایبی دارد؟

حال که از معایب لوله‌های چدنی آگاه شدیم، کمی از معایب این نوع لوله‌ باز کنی سخن می‌گوییم.

نصب لوله های چدنی نسبت به لوله های آهنی کند تر انجام می شود

لوله های چدنی به علت تاثیر مواد شیمیایی موجود در فاضلاب زنگ می زنند و جلوگیری از زنگ زدگی آنها میسر نمی باشد

داشتن وزن زیاد قطعات و اکثر اتصالات و در نتیجه زیاد پیوند از معایب دیگر لوله های چدنی می باشد

مقایسه لوله چدنی توپی دار و سر تخت

لوله‌های سرتخت، از لوله‌های توپی مقاومت بیشتری دارند.

لوله های سر تخت به دلیل نداشتن مادگی و لبه های قیطانی و وزن و ضخامت کمتر و نوع پیوند کاربرد بیشتری دارند

وزن لوله های چدنی توپی دار فاضلاب (استاندارد ASTM) چقدر است؟

قطر لوله لوله های یک سرتوپی لوله های دو سرتوپی
mm ln وزن یک متر لوله kg وزن یک فوت لولهlb وزن یک متر لوله kg وزن یک فوت لولهlb
50 2 140/12 5/5 140/12 5/5
75 3 000/21 5/9 000/21 5/9
100 4 700/28 13 700/28 13
1215 5 500/37 17 500/37 17
150 6 150/44 20 150/44 20

این شرکت ارائه دهنده خدماتی در زمینه لوله باز کنی و تخلیه چاه در سر تا سر تهران فعالیت دارد در زیر شما لیستی از فعالیتهای این شرکت می بینید.

بهترین روش رفع گرفتگی لوله فاضلاب
سرویس توالت و رفع گرفتگی توالت فرنگی
حفر چاه فاضلاب در تهران و کرج و مناتط غرب شرق و جنوب و شمال تهران در بیست چهارساعت شبانه روز
از بین بردن و رفع بوی بد توالت حمام آپارتمان منزل خانه ساختمان
از بین بردن و رفع نم و رطوبت دیوار خانه-تشخیص علت نم بوی بد نم

لوله باز کنی با تراکم هوا
رفع گرفتگی سیفون و کف شور ساختمان با فنر و ابزار ویژه
روش باز کردن گرفتگی لوله فاضلاب
رسوب زدایی لوله و راه فاضلاب توالت
تعمیر ، کف تراشی و ته زنی چاه دستشویی
تشخیص علت و دلیل پر شدن چاه فاضلاب خانه و راه های جلوگیری
تعمیر و رفع گرفتگی لوله فاضلاب توالت

لوله بازکنی با فنر الماس

مروری بر ترجمه «فراسوی هگل و نیچه: فلسفه فرهنگ و فاعلیت»/اختلاف اصلی فلسفه هگل و نیچه بر سر چیست؟تاثیر این دو فیلسوف بر فلسفه قاره ای تا به کجاست؟

از منظر جریان اصلی فرهنگ فلسفی, هگل و نیچه دو نماینده برجسته فلسفه قرن نوزدهم اند که از حیث التزامات اصیل فلسفی شان, سبک شان و حتی تجربه زندگی شان در مقابل قرار می گیرند درواقع, می توان گفت هگل و نیچه دو چهره بنیان گذار فلسفه قاره ای اند که میراث فکری شان پایدار مانده و فیلسوفان قاره ای را کم وبیش به هگلی ها و نیچه ای ها دسته بندی کرده است

از منظر جریان اصلی فرهنگ فلسفی، هگل و نیچه دو نماینده برجسته فلسفه قرن نوزدهم اند که از حیث التزامات اصیل فلسفی شان، سبک شان و این تعارض را می توان با مقایسه میان نظریه انتقادی (که قویا متأثر از هگل است) با مابعد ساختارگرایی (که قویا متأثر از نیچه است) تشخیص و تمییز داد. برای مثال هابرماس ادعا دارد که هگل «قطب مخالف بزرگ» نیچه است و علیه «هرگونه ای از نیچه گرایی» هشدار می دهد، دلوز تایید می کند که هیچ توافقی و مصالحه ای میان هگل و نیچه وجود ندارد و دریدا به «ستیز تن به تن میان هگل و نیچه» اشاره دارد. پذیرش تفاوت بنیادی نیچه و هگل، شاید تنها موردی است که دو جریان بر سر آن توافق دارند. جدال میان نیچه و هگل، شاید یکی از وسوسه انگیزترین موضوعاتی است که متفکران غربی را می تواند جذب کند. ازاین رو، کتاب های بسیاری نیز دراین باره نوشته شده، از جمله «فراسوی هگل و نیچه: فلسفه فرهنگ و فاعلیت» اثر الیوت ل. ژورست که ترجمه فارسی آن به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است. وجه تمییز کتاب حاضر در تردیدش نسبت به تلقی از نیچه و هگل به عنوان مخالفان فلسفی است. نویسنده مدعی است اگرچه برای تقابل میان هگل و نیچه زمینه ها و دلایل روشن و آشکاری وجود دارد، این امر نباید ما را از حوزه های وفاق میان آنها غافل سازد: در مواردی که آرای آنها در تخالف هم به نظر می آیند، نباید از امکان یافتن راهی برای تحویل نظرات شان به منزله مکمل هم چشم پوشی کرد. ازاین رو، می توان قصد نویسنده را در کتاب حاضر برقراری گفت وگوی میان نیچه و هگل دانست.

کتاب حاضر در دو بخش و سیزده فصل تنظیم شده است. بخش اول شامل چهار فصل ابتدایی کتاب است. نویسنده در فصل اول این ایده را بسط می دهد که طبق نظر هگل و نیچه، فلسفه پیوند منسجمی با فرهنگ دارد. به طور مشخص تر، منظور ژورست این است که هر دو فیلسوف بر سر این نکته توافق دارند که فلسفه فرآورده فرهنگ است و باید پاسخی به فرهنگ باشد. در نظر او هر دو متفکر از اسطوره بنیادین فلسفه مدرن (یعنی اسطوره دکارتی که میان فرهنگ فلسفی و مابقی فرهنگ شکاف انداخت) فاصله می گیرند. در فصل دوم، به معنای فلسفی فرهنگ در تفکر هگل و نیچه می پردازد. کتاب سه معنا از فرهنگ را ترسیم می کند: فرهنگ به منزله عرف، به منزله ادب (Bildung) و به منزله تعمق در نفس. در نظر نویسنده هگل و نیچه توافق دارند که عرف معنای منسوخی از فرهنگ را ارائه می دهد که با بیان خویش مغایرت دارد، هرچند موضع هگل درباره این موضوع معتدل تر و ملایم تر از نیچه است. هر دو متفکر از تمایز طبیعت/ فرهنگ استفاده می کنند که نباید در آن فرهنگ مطلقا نافی طبیعت تلقی شود. چراکه فرهنگ با دربرگرفتن طبیعت فراسوی آن می رود. در فصل سوم، به مواضع هگل و نیچه درباره فرهنگ یونان باستان پرداخته می شود. در نظر نویسنده نه هگل به آرمانی کردن یونانیان رغبتی دارد و نه نیچه. هر دو تأکید می کنند، می توانیم از یونانیان بیاموزیم و اندرز می دهند از نگاه حسرت بار به گذشته، به گونه ای که ما را از پرداختن به حال غافل کند. این فصل به تبیین تفاوت دیدگاه هگل و نیچه برای فهم و درک فرهنگ و تراژدی یونانی می پردازد. در فصل چهارم، نقد هگل و نیچه از فرهنگ مدرن و تأثیر آنها بر هورکهایمر، آدورنو، هابرماس و هایدگر بررسی می شود. نویسنده استدلال می کند میان هگل و نیچه بر سر تحلیل آنچه در فرهنگ مدرن نادرست است، اشتراک نظرهای چشم گیری نیز وجود دارند.

در بخش دوم کتاب، نویسنده به ادراک خاص هگل و نیچه از فاعلیت انسانی می پردازد. فصول این بخش از فصول بخش اول مختصرترند. فصل پنجم تأملاتی کلی است درباره معنای فاعلیت انسانی. نویسنده میان شخص ها و فاعل ها تمایز می گذارد و به شرح تبارشناختی چارلز تیلور از فاعل توجه ویژه ای دارد. همچنین توجهی دارد به این موضوع که چگونه هگل و نیچه با الگوی تیلور جفت و جور درمی آیند. فصل ششم به معنای بازشناسی نزد هگل می پردازد. در نظر نویسنده، معنای بازشناسی به کار چاره اندیشی موردنظر هگل برای بحران فرهنگ مدرن می آید که مبانی ایضاح نظریه فاعلیت را فراهم می کند. در فصول هفتم و هشتم، تفسیر مبسوطی از معنای بازشناسی هگل در پدیدارشناسی روح مطرح می شود. در فصل نهم، فاعلیت هگلی را به صورت وسیع تری می کاود و تأملی دارد بر مصادره بازشناسی به دست الکساندر کوژو که به گمان نویسنده ایده حقیقی هگل را تحریف می کند. فصل دهم با تجزیه و تحلیل تصور نیچه از فاعلیت آغاز می شود و نشان می دهد فاعلیت موردنظر نیچه که حاوی اجزایی متکثر است، امکان یگانگی و یکپارچگی را سلب نمی کند. فصل یازدهم، با تأکید بر مفاهیم «اراده» و «قدرت»، «اراده معطوف به قدرت» را مدنظر قرار می دهد و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا نیچه از «قدرت»، خدایگانی یا استیلا را مراد می کند؟ نویسنده در فصل دوازدهم، به درون سویه ای از فلسفه نیچه نقب می زند که کمتر بسط یافته: اینکه او نسبت های ما با دیگری را چگونه تصور می کند. ژورست در فصل سیزدهم، افق وسیع تری را در نظر می گیرد تا دیدگاه های معاصری را بررسی کند که می توانند پیامدهای فاعلیت نیچه ای تلقی شوند. او با تأکید بر تأثیر امانوئل لویناس بر تفکر ژاک دریدا، از دریدا آغاز می کند. همچنین به ژاک لکان می پردازد که اگرچه مستقیما تحت تأثیر نیچه نیست، نظریه روانکاوی اش مضمون فاعلیت نامتمرکز را به گونه ای شرح و بسط می دهد که بینشی نیچه ای از فاعلیت را قوام می بخشد. و در آخر، جودیت باتلر را مدنظر قرار می دهد، که نظریه هایش درباره جنسیت و فاعلیت را به واسطه تأکید میشل فوکو بر بدن، به منزله امری که به لحاظ فرهنگی قوام یافته، از نیچه وام می گیرد. در بخش آخر کتاب نیز نتایج مطالعه نویسنده درباره نسبت میان هگل و نیچه به اختصار مرور می شود و نشان می دهد که قصدش از مطالعه درباره نسبت های میان هگل و نیچه تبیین تعهد مشترک آنها در پرداختن به تمامی مفاهیم ظاهرا متخالف است و مدعی است آشتی میان هگل و نیچه مستلزم خلاصی از مسائل جدلی الطرفین منسوخ و بی فایده است.

عشق چیست؟ آیا هر رابطه عاطفی را میتوان عشق نامید؟ چرا عاشق میشویم؟

مقاله ای که در پیش رو دارید می کوشد تا با توضیح دقیق انواع رابطۀ عاطفی ما با دیگر اشخاص یا پدیده ها, ابتدا تعریف دقیقی از حدود و ثغور احساسی که از آن به عشق تعبیر می شود به دست دهد و سپس به واکاوی عمیق سرمنشاء علت پیدایش این احساس در آدمیان بپردازد نویسنده همچنان که جستارهای تاریخی در این باب را مدنظر داشته از تحقیقات جدید نیز در نگارش خود بی بهره نمانده و رویکرد عشق پژوهانه خود را به یک دوره و یا یک شخص خاص متوقف نکرده است, و این مسئله خود بر جذابیت اثر وی افزوده است با توجه به حجم مقاله ناگزیر به چاپ آن در دو نوبت شدیم که بخش اول آن در این شماره پیشکشتان خواهد شد

این مقاله بر عشق انسانی، یا به معنای دقیق کلمه بر عشق نسبت به اشخاص ویژه، توجه دارد. قسمتی از کار فلسفه در فهم عشق انسانی، متمایز کردن اقسام گوناگون عشق انسانی است. مثلا علی الظاهر شیوۀ عشق‎ورزی من به همسرم بسیار متفاوت از شیوه عشق‎ورزی من به مادرم، فرزندانم، و دوستانم است. این کار فلسفی نوعا با تحلیل‎های فلسفی‎ از این دست درخصوص این نوع عشق انسانی ادامه می‎یابد، تحلیل‎هایی که تا حدی به سؤالات گوناگون دربارۀ عشق پاسخ می‎دهند. آیا عشق می‎تواند دلیل داشته باشد؟ اگر چنین است، چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ ارزش عشق انسانی در چیست؟ کدام ویژگی عشق، هم بر استقلال عاشق و هم بر استقلال معشوق تاثیر می‎گذارد؟ [در همین راستا، این مقاله در بردارنده مباحث ذیل است]:

١. تفاوت‎های مقدماتی

٢. عشق به منزلۀاتحاد

٣. عشق به منزلۀ تعلق خاطر شدید

٤. عشق به منزلۀ ارزش نهادن

١-٤ عشق به منزلۀ معیار ارزش

4-2 عشق به منزلۀاعطاکنندۀ ارزش

٣-٤ یا حالتی بینابین؟

٥. دیدگاه‎های ناظر به احساس

١-٥ عشق به منزلۀ احساسی اصیل

٢-٥ عشق به منزلۀ عقده احساسی

٦. ارزش و دلیل عشق

1. تفاوت‎های مقدماتی

در گفتگوهای روزمره، اغلب چنین می‎گوییم:

١. من عاشق شکلاتم (یا عاشق اسکی کردنم).

٢. من عاشق فلسفه‎ورزی ام (یا عاشق پدر شدنم).

٣. من عاشق سگم هستم (یا عاشق گربه‎ام هستم).

٤. من عاشق همسرم هستم (یا عاشق مادر، یا فرزند، یا دوستانم هستم).

به هر حال، آنچه از واژه “عشق”مراد شد، از نمونه ای به نمونۀ دیگر متفاوت است. از نمونۀ (١) این چنین فهم می شود که من صرفا این چیز، یا کار را بسیار دوست دارم. اشاره تلویحی نمونۀ(٢) نوعا این است که من به کار بخصوصی وابستگی پیدا کرده ام یا فرد خاصی به بخشی از هویت من تبدیل شده است و بنابراین چیزی زندگی مرا، زیستنی ارزشمند کرده است؛ بنابراین در اینجا بجاست که بگویم من برای این چیزها /ارزش/ قائلم. در مقابل، به نظر می‎رسد نمونۀ (٣) و(٤) نشان از حالتی از وابستگی دارد که نمی‎توان آن را دقیقا به چیز دیگری مانند کرد. بنابراین، می توانیم آن قسم از عشق که در این مقاله مستقیما مد نظر است را در شمارۀ (٤)بیابیم، مسئله اهمیت دادن به دیگری چنان که هست، به خاطر خود او. (بنابراین،مثال شماره (٣) می‎تواند حالتی ضعیف از نوعی عشق تلقی شود که نوعا نسبت به پدیده‎ها قائلیم). شروح فلسفی دربارۀ عشق پیش از هر چیز بر عشق /انسانی/ که در این مقاله در مثال شماره(٤) آورده شد تمرکز دارند، چنین نوعی از عشق، در اینجا نیز محل توجه قرار خواهد گرفت.

حتی در عشق انسانی هم، فلاسفه از زمان یونان به بعد به شکل سنتی میان سه مفهوم که می تواند به معنای دقیق کلمه “عشق” نامیده شود قائل به تمایز شده‎اند یعنی: اروس، آگاپه و فیلیا. تمایز میان این سه مفهوم و سخن گفتن در این باب که چگونه بحث‎های معاصر نوعا این تمایزها را بر هم می‎زنند (و گاهی تعمدا چنین می‎کنند)، یا از آنها به منظور نیل به اهداف دیگری استفاده می‎کنند هم سودمند خواهد بود.

“اروس” در اصل به معنای عشق در مفهوم میل شدید نسبت به چیزی، و نوعا میل جنسی است (liddell et al.,1940)، نایگرن(Nygren 1953a, b) / اروس/ را “عشق شهوانی” یا “عشق آزمندانه” و بنابراین خودخواهانه توصیف می‎کند(1953b, 89)، سوبل (soble 1989, 1990) نیز اروس را نوعی “خودخواهی” و به منزلۀ پاسخی به شایستگی معشوق – و به ویژه به خوبی/نیکویی و حسن او، توصیف می‎کند. چیزی که در توصیف سوبل از اروس مشهود است این است که از جنسی بودن فاصله دارد: عشق‎ورزی به چیزی در معنای اروتیک آن (با به کاربردن اصطلاحی که سوبل وضع کرد) به معنای عشق ورزیدن به آن چیز به شیوه‎ای است که با پذیرش ارزش‎های آن باز هم، نیازمند به ادله باشد. چنین فهمی از اروس در گفتگوی افلاطون در کتاب /ضیافت / تأیید شده است، جایی که سقراط امیال جنسی را پاسخی ناکافی به خصوص به زیبایی جسمانی تلقی می کند، پاسخی که ناگزیر به زیبایی روح اشخاص تسری پیدا می‎کند و،در نهایت به شکل پاسخی به صورت زیبایی درمی‎آید.

مراد سوبل در شناخت اروس به عنوان نوعی عشق وابسته به دلیل، بیان مقایسه ای دقیق با /آگاپه/ است، یعنی نوعی از عشق که به ارزش موضوع خود بستگی ندارد. /آگاپه/ که در ابتدا از رهگذر سنت مسیحی به وجود آمد، عشق خداوند نسبت به ما انسان ها معنی می‎دهد، همان طور که به معنای عشق ما به خداوند نیز هست، و در معنای بسیطش، به عشق ما نسبت به یکدیگر-و بر نوعی عشق برادرانه نیز دلالت می‎کند. در مورد عشق خداوند به ما،” آگاپه “خودانگیخته و بی‎علت” است، و نشان نمی‎دهد که ما شایسته این عشق هستیم بلکه گویای آن است که ذات خداوندی عشق است(Nygren 1953b, 85). .آگاپه به جای اینکه واکنشی نسبت به ارزش پیشین موضوع خودش باشد، /به وجودآورنده/ ارزش در موضوعش تلقی می‎شود و بنابراین آغازگر دوستی و برادری ما با خداوند است(pp.87-88) در نتیجه، توصیفات بدوار(Badhwar) از آگاپه به عنوان “چیزی فارغ از ویژگی‎های اساسی فردی معشوق، به دلیل استثنایی بودنش”؛ و استنباط سوبل (1990, p.5) مبنی بر اینکه آگاپه، در تقابل با اروس قرار دارد، نه تنها مبتنی بر دلیل نیست، بلکه به لحاظ عقلی”غیرقابل فهم” و در بهترین حالت پذیرای تبیین‎های علّی و تاریخی است.

در نهایت،”فیلیا” در اصل به معنای نوعی توجه محبت آمیز یا احساسات دوستانه نه فقط نسبت به یکی از دوستان، بلکه نسبت به اعضای فامیل، شرکای تجاری، و یا در شکل گسترده‎اش نسبت به کل یک کشور، است (liddell et al.,1940;cooper,1977) فیلیا، همچون اروس معمولا، و نه در کل، نشانۀ پذیرش خصوصیات (نیکوی) معشوق معنی می‎شود. این شباهت میان اروس و فیلیا، توماس (Thomas 1987) را به این فکر واداشت که آیا تنها تفاوت میان عشق رمانتیک و دوستی، رابطۀ جنسی است_ و آیا کفایت می کند که آن را تنها تفاوت حقیقی‏ای که تجربه کرده ایم، به حساب آوریم یا خیر. با تلاش‎های سوبل برای کم اهمیت جلوه دادن رابطۀ جنسی در اروس(Soble 1990)، تمایز گذاشتن میان اروس و فیلیا دشوارتر شد. حفظ تمایز میان اروس، آگاپه و فیلیا زمانی دشوارتر می‎شود که با نظریه‎های جدید در باب عشق (که عشق رمانتیک را هم در بر می‎گیرد) و دوستی در تقابل قرار می‏گیرد. به همین خاطر، همان طور که در ادامه بحث می‏شود، بعضی از نظریه‎ها در باب عشق رمانتیک، آن را در امتداد سنت آگاپه‎ای به عنوان به وجودآورندۀ ارزش در معشوق می‎شناسند، و سایر دلایل برای عشق رمانتیک، رابطۀ جنسی را صرفا چیزی که تا حد بسیار زیادی شبیه به دوستی است، مطرح می‎کنند.

باتوجه به اینکه در اینجا تمرکز بر عشق /انسانی/ قرار گرفته است، اندیشه‎های مسیحی دربارۀ عشق خداوند به انسان ها (و بالعکس) کنار گذاشته شده و تمایز میان اروس و فیلیا بر هم خواهد خورد- همان طور که در تحقیقات جدید نوعا چنین است. درعوض، اینجا تمرکز بر چنین طرزتلقی‎های جدیدی از عشق، که عشق رمانتیک را هم شامل می‎شود، به عنوان /شیوه ای/ که آن را در قبال انسان ها ی دیگر به کار می بریم، است.

تحلیل‏های فلسفی باید مراقب باشند، در تمهید دلیل برای عشق، میان عشق با سایر حالات مثبتی که در برابر انسان ها داریم، مثل دوست داشتن، تفاوت بگذارند. عشق با حالاتی مثل دوست داشتن از نظر “شدت” متفاوت است، اما مشکل این است که توضیح “شدتی” که از راه فهم درونی تصور می‎کنیم عشق باید داشته باشد، دشوار است. بعضی از تحلیل‎ها (ی فلسفی) این کار را تا حدی با این اندیشۀ کم مایه که مقدار دوست داشتن چقدر است، انجام می‎دهند. چنین شد که سینگر(Singer 1991) و براون(Brown 1987) نتیجه گرفتند دوست داشتن موضوع خواستن/میل است، نگرشی که در بهترین حالت تنها ارزش ابزاری موضوع (و نه ارزش ذاتی) آن را در بر می‎گیرد. اما این قانع کننده به نظر نمی‎رسد: مطمئنا حالاتی در انسان ها وجود دارد که بینابین خواستن کسی به عنوان موضوع آن و عشق ورزیدن به کسی است. من می‎توانم به شخصی تنها به خاطر خود او، و نه صرفا به شکل ابزاری، توجه کنم، و درعین حال چنین توجهی به اندازۀ عشق ورزیدن به او نباشد، بنابراین به نظر می رسد دقیقا می‎توانم به همان شیوه به سگم توجه کنم، اما همین میزان توجهی که به سگم دارم در رابطه عاشقانه با یک انسان‎ کافی نیست. معمول است که عشق ورزیدن را از دوست داشتن، از طریق فهم درونی متمایز می‏کنند، یعنی “شدت” عشق را بر مبنای مفهوم اتحاد، توضیح می دهند: عشق ورزیدن به کسی به نوعی /یکی دانستن/ خود با آن فرد است، درحالی که هیچ مفهومی از اتحاد دخیل در دوست داشتن نیست. همان طور که نوسبام(1990,328, Nussbaum) می گوید: «انتخاب میان یک عشق بالقوه و یک عشق دیگر می‏تواند مثل انتخاب یک شیوه زندگی، یا تصمیم بر آن باشد که شخص بیشتر از آنکه خودش را وقف ارزش‏های دیگری کند، وقف این ارزش‏ها کند، و این گونه نیز هست». دوست داشتن به وضوح از چنین “شدتی” برخوردار نیست. اینکه آیا عشق دربردارنده نوعی اتحاد است، و اگر چنین چیزی صحت دارد دقیقا چطور می‏شود به آن پی برد، محور اصلی اختلاف‎نظرها در تحلیل‎های گوناگون در باب عشق است.

شیوۀ معمول دیگر برای تشخیص عشق از سایر حالات انسانی نوع مشخصی از ارزش‏گذاری است که می‏تواند “شدت” عشق را اندازه‎گیری کند. در اینجا، از نو، اینکه آیا عشق اساسا نوع مشخصی از ارزش‎گذاری را در پی دارد، و اگر چنین است چطور از این ارزش‎گذاری سردرمی آوریم، به شدت محل مناقشه قرار می گیرد. پرسش های مربوط به ارزش‎گذاری ارتباط تنگاتنگی با پرسش های مربوط به مستدل‎سازی دارد: آیا می‎توانیم عشق ورزیدن را مستدل کنیم یا به عشق ورزیدن به فرد به خصوصی ادامه دهیم، و اگر پاسخ مثبت است، چگونه ممکن است؟ برای کسانی که فکر می‏کنند مستدل کردن عشق امکان پذیر است، متداول است که چنین مسئله ای را از طریق ارزش‎گذاری می فهمند، و پاسخ‏ها در اینجا از دلایل گوناگونی تأثیر می‏پذیرد مثل تلاش برای معنادار کردن نوعی ثبات یا تعهد در عشق و یا حالتی که در آن عشق به سوی افرادی ویژه هدایت می‏شود.

در ذیل، نظریات مرتبط با عشق، موقتا و با شک و تردید در چهار گروه طبقه‏بندی شده‏اند: عشق به منزلۀاتحاد، عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید، عشق به منزلۀارزش و عشق به منزلۀ نوعی احساس. هر چند، لازم به توضیح است که نظریات خاصی که ذیل یک گروه طبقه‎بندی شده‎اند، گاه دربردارنده اندیشه‎ای محوری (بدون تناقض) با گروه‎های دیگرند. در اینجا گروه‎های شناسایی شده تا حدی هم پوشانی دارند، و در برخی مواقع نیز طبقه‎بندی نظریات خاصی ممکن است خود دربردارنده طبقه‎بندی‏های بسیار دیگر شود.(به چنین نمونه هایی در ذیل اشاره شده است). بخشی از مشکلات طبقه‎بندی این است که بسیاری از شروح عشق ورزی تحویل‎گرا هستند، و عشق را در ارتباط با مفاهیمی مثل دلبستگی، ارزش‎گذاری، وابستگی و… که خود اینها هیچ وقت تجزیه و تحلیل نمی شوند، تعریف می‎کنند. حتی زمانی که این دلایل به وضوح از زبان تحویل گرایانه دوری می‏کنند. تلاش زیادی برای آنکه نشان داده شود چطور یک “وجه” از عشق در نهایت با وجوه دیگر به لحاظ مفهومی مرتبط است، صورت نپذیرفته است. در نتیجه، شیوه روشن و آشکاری برای طبقه‎بندی نظریات خاص وجود ندارد، چه رسدبه شناخت کیفیتی که طبقه‎بندی مربوطه باید از آن برخوردار باشد.

٢. عشق به منزلۀاتحاد

دیدگاه مبتنی بر اتحاد ادعا می‎کند که عشق عبارت است از ایجاد شکل مهمی از اتحاد، یعنی”ما”. بنابراین، تکلیف اصلی تئوری‏های اتحاد، فقط این است که توضیح دهند این “ما” چه چیزی است؟-آیا واقعا در جهان هویتی جدید پیدا خواهد کرد که به نحوی از عاشق و معشوق تشکیل شده یا آنکه “ما” صرفا مجازی و استعاری است. شاید این دیدگاه به ارسطو برگردد مقایسه کنید با (Sherman 1993) و شاید هم نزد مونتنی (Montaigne 1603, (1877) و هگل(Hegel 1997) پیدا شود، طرف داران معاصر این نظریه سالومون(Solomon 1981, 1988)، اسکروتون(Scruton 1986)، نوزیک(Nozick 1989)، فیشر(Fisher 1990) و دیلینی(Delaney 1996) هستند.

اسکروتون، که به ویژه دربارۀ عشق رمانتیک تألیفاتی دارد مدعی است، عشق “درست به محض اینکه رابطۀ متقابل تبدیل به وحدت شود، به وجود می‏آید: یعنی درست به محض آنکه همۀ تفاوت گذاشتن‎ها میان علایق من و علایق تو از بین برود”. این نظریه می‏گوید اتحاد، اتحاد میان علایق است، پس وقتی من در محدودۀ این علایق عمل نمی‏کنم فقط به خاطر من یا به خاطر تو نیست بلکه به خاطر “ما”ست. فیشر(1990 Fisher) ادعایی مشابه، ولی تاحدی تعدیل شده دارد که می‏گوید عشق تا حدودی آمیختگی علایق، دل مشغولی‏ها، عکس‏العمل‏های احساسی و افعال عشاق است. چیزی که هم درخصوص نظریه اسکرتون و هم درخصوص نظریه فیشر به ذهن خطور می‎کند این ادعاست که عشق نیازمند اتحاد “واقعی” علایق عشاق است، به این ترتیب، روشن می‎شود که آنها عشق را نه در حد گرایشی که نسبت به دیگران پیدا می‏کنیم بلکه مثل یک رابطه تلقی می‎کنند: تفاوت میان علایق من و تو در اصل زمانی از بین می‎رود که دل مشغولی‏ها ، علایقمان و… را به اشتراک بگذاریم و صرف گرایش خاص من به تو برای عشق کفایت نمی‏کند. این امر درون مایه‏ا‏ی برای مفهوم “ما” به عنوان پدیده‏ای (مجازی یا استعاری؟) به وجود می‏آورد که موضوع تمامی این دغدغه‏ها و علایق شدید، و اینکه ما به خاطر چه کسی کاری را انجام می‎دهیم، است.

سالومون(Solomon 1988) دیدگاهی ناظر به اتحاد ارائه می‏دهد، گرچه در این دیدگاه می‎کوشد تا “تعبیری”جدید از “عشق” به دست دهد که ناظر به “آمیختگی” دو روح است و بیشتر از آنکه مفهومی استعاری و مجازی باشد، مفهومی حقیقی است؛ (هرچند معنایی که او از”روح” در اینجا مراد می‎کند دقیقا روشن نیست و بنابراین اینکه عشق چگونه می‏تواند آمیختگی “حقیقی” دو روح باشد هم نامشخص است). چیزی که سالمون در نظر دارد شیوه‎ای است که در آن عشاق، از رهگذر عشق، هویتشان را به عنوان افرادی با معیار رابطه‎شان تعریف می‏کنند: “عشق توجه و تمرکز شدید روی شخصی بخصوص است، و تقریبا همه وجوه انسانی فرد را در این فرایند تحت کنترل خود درمی‏آورد(Solomon 1988, 197) حاصل اینکه عشاق، علایق، وظایف و قابلیت‎هایشان را به اشتراک می‎گذارند و به همین ترتیب هر آنچه دو هویت جداگانه را تشکیل می‎داده اکنون تبدیل به هویتی مشترک شده است، و عشاق اینکار را تاحدی از این طریق که هر کدام به دیگری اجازه می‎دهد نقش مهمی در تعریف هویت خویش بازی کند، انجام می‏دهند.

نوزیک(Nozick 1989) دیدگاهی منحصربه فرد ارائه می کند که با دیدگاه اسکروتون، فیشر و سولمون متفاوت است، در این دیدگاه، به زعم نوزیک، لازمۀ عشق تنها / میل/ به شکل‏دهی “ما” همراه با پاسخ متقابل معشوق است. بااین همه، او مدعی است “ما” هویت جدیدی در عالم است… که از طریق شبکه‎ای جدید از ارتباطات، میان(عشاق) به وجود آمده است شبکه‎ای که باعث می‎شود این دو از یکدیگر جدا نباشند. نوزیک، از عشاق می‎خواهد نه فقط سعادتشان را، در معنایی که سعادت هرکدام از آنها به دیگری وابسته است، بلکه استقلالشان را با هم “یکی” کنند در چنین حالتی است که “هر کدام بعضی حقوق پیشینی را برای اتخاذ تصمیماتی به شکل یک جانبه به دارایی مشترکشان انتقال داده است”. افزون بر این، نوزیک ادعا می‏کند، هرکدام از عشاق به عنوان بخشی از “ما” هویت جدیدی به دست می‎آورد، هویت جدیدی که از ١)میل به زوج محسوب شدن به شکل علنی، ٢)توجه داشتن به سعادت مشترکشان ، و٣)پذیرش نوعی”خاص” از تقسیم کار، تشکیل شده است:

ممکن است شخصی که بخشی از “ما”ست مطلب جذابی برای خواندن بیابد، اما آن را به خاطر دیگری رها کند، نه به این خاطر که خودش به آن علاقه‏ای ندارد بلکه به این دلیل که دیگری بیشتر از خواندن آن مطلب محظوظ می‎شود و اگر یکی از آنها آن را بخواند کفایت می‎کند که آن مطلب در هویت گسترده‎تری که اکنون، به شکل ما، به اشتراک گذاشته شده، ثبت و ضبط شود.

مخالفان دیدگاه اتحاد، ادعاهایی از این دست را افراطی قلمداد کرده‎اند: آنها بر این باورند که معتقدان به نظریۀ اتحاد، الزامات هستی‏شناسانه مفهوم “ما”را زیاده از حد حقیقی تلقی می‏کنند. این مسئله به دو انتقاد ویژه از دیدگاه اتحاد می‏انجامد. اولین انتقاد این است که دیدگاه اتحاد، استقلال فردی را نادیده گرفته است. به نظر می‏رسد، استقلال نوعی نبود وابستگی در بخشی از عوامل خود سامان است، به طوری که فرد نه تنها نسبت به آنچه انجام می‏دهد، بلکه نسبت به هویتی که از آن برخوردار است، هویتی که از منافع، ارزش‏ها، دغدغه‏ها و… تشکیل می‎شود، نیز تسلط دارد. به هر حال، دیدگاه اتحاد، با چشم‏پوشی از تمایز آشکار میان علایق تو و من، نتیجتا این نوع از نبود وابستگی را متزلزل ساخته و بنابراین تیشه به ریشۀ استقلال عشاق زده است. اگر استقلال جزئی از محاسن شخص به حساب می‏آید، پس، در دیدگاه اتحاد، عشق، از این حیث نکوهیده است؛ و به طریق اولی برای دیدگاه اتحاد بدتر محسوب می‎شود(singer1994;soble -1997) افزون بر این، سینگر(Singer, 1994) استدلال می‏کند که لازمۀ موضوع عشق قرارگرفتن معشوقتان، در نظر گرفتن او به عنوان فردی خاص است، و این موضوع به محترم شمردن استقلال او نیاز دارد.

نظریه‏پردازان دیدگاه اتحاد با شیوه‏های مختلفی به این ایرادات پاسخ گفته‏اند. به نظر می‏رسد که نوزیک (Nozick 1989) چنین می‏اندیشد که از دست دادن استقلال می‏تواند به عنوان خصوصیتی مطلوب در عشق تلقی شود. فیشر(Fisher 1990)، تاحدی با اکراه بیشتر، ادعا می‏کند از دست دادن استقلال در عشق، پیامد خوشایند عشق است. باوجوداین، بدون براهین بیشتر این مدعیات صرفا همچون حقایق ناخوشایندی به نظر می‎رسد که به ناگزیر باید با آن مواجه شد. سالومون(Solomon 1988, 64ff) این کشاکش میان اتحاد و استقلال را “تناقض عشق” توصیف می‎کند. هرچند، این دیدگاهی است که سوبل (Soble 1997) آن را تمسخر و ریشخند می‏کند: تنها متناقض نامیدن آن، همان طور که سالومون چنین کرده است، شیوه مواجه شدن با مشکل نیست.

نقد دوم در بردارنده دیدگاهی مهم در باب عشق است. این گروه از مخالفان می‎گویند، بخشی از عشق ورزیدن به یک نفر، دغدغۀ آن فرد را به خاطر خود او داشتن است. هر چند، دیدگاه اتحاد چنین دغدغه‏ای را فهم ناپذیر ساخته و هم امکان خودخواهی و هم امکان از خودگذشتگی را از بین برده است، به خاطر اینکه با نادیده گرفتن تمایز میان علایق من و علایق تو، قائلین به این دیدگاه، درعمل علایق تو را به علایق من و بالعکس، تبدیل کرده‏اند.(soble 1997;see also Blum1980,1983) بعضی از طرفداران دیدگاه اتحاد، این را امتیازی به نفع خود تلقی کرده‏اند: ما نیاز به تبیین این موضوع داریم که چگونه می‎توانیم بیشتر از آنکه دغدغۀ خود را داشته باشیم به دیگران اهمیت بدهیم، و دیدگاه اتحاد این کار را تاحدی با فهم این نکته که علایق تو بخشی از علایق من است، انجام می‎دهد. دیلینی، به این تناقض آشکار میان تمایل ما برای آنکه بدون ذره‏ای خودخواهی به ما عشق بورزند (به خاطر ترس از استثمار شدن به شکلی دیگر) و میل ما به اینکه به دلایلی معشوق واقع شویم (که قاعدتا برای عاشقمان جذابیت دارد و ازاین رو نوعی اساس خودخواهانه دارد)، پاسخ می‎گوید، وی بیان می‎کند(Delaney 1996,346):

من در دیدگاهم فرض کرده‎ام که ایدئال رمانتیک پیش از هر چیز با میل به ادغام اساسی نیازها و علایق از رهگذر شکل‎گیری “ما” ترسیم می‎شود، فکر نمی‎کنم اندکی خودخواهی از نوعی که توصیف شد موجب ایجاد تشویش در هیچ کدام از طرفین بشود.

به هر حال، علت مخالفت، دقیقا در تلاش برای نشان دادن علاقۀ من نسبت به معشوقم به شکل خودخواهانه، قرار دارد. همان گونه که وایتینگ (Whiting 1991, 10) بیان می‎کند، چنین تلاشی مثل استعماری غیرلازم و به شکل بالقوه ناخوشایند، ایراد دارد”: در عشق باید به معشوقم به خاطر خود /او/ اهمیت بدهم، و نه به این خاطر که به نحوی چیزی را به واسطۀ او به دست می‎آورم. (اعم از اینکه اهمیت دادن من به معشوقم صرفا ابزاری برای نیل من به سوی مصلحتم باشد یا اینکه تا حدی مصلحتم را تشکیل بدهد).

به رغم آنکه نقدهای سوبل و وایتینگ در اینجا علیه مدافعین افراطی دیدگاه اتحاد کارگر می‎افتد، اما آنها تا حدی در تصدیق قسمت اصلی حقیقت که باید از ایده اتحاد به دست آید ناکام می‎مانند. شیوه وایتینگ در بیان ایراد دوم در ارتباط با خودخواهی غیرضروری تا اندازه‎ای از روشی دیگر حکایت دارد: ما انسان ها تا حدی موجوداتی اجتماعی هستیم، و عشق حالتی ژرف از اجتماعی بودن است. درحقیقت، بخشی از اهمیت دلایل مربوط به دیدگاه اتحاد، در این بعد اجتماعی معنا پیدا می‎کند: یعنی پی بردن به شیوه‎ای که می‎توانیم گاهی در آن خود را با دیگری یکی بدانیم و نه اینکه صرفا وابسته به دیگری باشیم (آنچنان که سینگر(Singer 1994, 165) پیشنهاد می‎کند) بلکه در تبدیل ساختن ما به انسان‎هایی که تا حدی کیستی‎شان از کسانی که به آنها عشق می‎ورزند، تشکیل شده است(Rorty 1989/1993 ;Nussbaum1990).

در همین راستا، فریدمن (Friedman 1998)،که تاحدودی از دیلینی(1996 Delaney) متأثر است، استدلال می‎کند این نوع اتحاد را باید همچون اتحاد خودها به حساب آوریم: در الگوی اتحاد خودها، موجود متحد سومی وجود دارد که از تعامل عشاق با همدیگر ساخته شده است، موجودی که باعث عملکرد هماهنگ عشاق در طیف وسیعی از شرایط و در گستره‎ای از اهداف می‎شود.ا اما این عملکرد هماهنگ، هستی دو عاشق را به عنوان عوامل تفکیک پذیر و مجزای برخوردار از امکانات مستمر برای به کار بردن عاملیت خاص خودشان از بین نمی‎برد.

با توجه به اینکه در این دیدگاه عشاق هویت فردیشان را از دست نمی‎دهند، دلیل موجهی وجود ندارد که دیدگاه مبتنی بر اتحاد ‎نمی‏تواند از این موضوع که چرا عاشق به معشوق به خاطر خود او (عاشق) توجه می‎کند، سر در بیاورد. افزون براین فریدمن استدلال می‎کند، به محض اینکه ما اتحاد را نوعی توافق تلقی می‎کنیم، می‏توانیم ببینیم که استقلال ثابت نمی‎ماند؛ افزون بر این عشق می‎تواند مستقیما استقلال هر یک از طرفین را افزایش دهد و باعث رشد مهارت‎های مختلف، مثل ارزیابی خود به شکل واقع‎گرایانه و نقادانه شود، که این مسئله خود به تسریع بخشیدن به استقلال کمک می‏کند.

به هر روی این مدل از اتحاد نیز مشکلات خودش را دارد -مشکلاتی که بر سایر تقریرهای دیگر دیدگاه ناظر بر اتحاد نیز تأثیرگذار است. به همین خاطر اگر اتحاد به عنوان موجودیت سوم (و یا طبق نظر نوزیک”ما”)، در نظر گرفته شود نیاز داریم که دلایل روشن تری دربارۀ وضعیت وجودی و چگونگی به وجود آمدنش، اقامه شوند. این قسمت مربوط به آثاری در باب قصد مشترک و سوژه جمعی است. گیلبرت (Gilbert 1989, 1996, 2000) استدلال کرده است که ما قطعا باید موجودیت سوژه جمعی را موجودیتی برتر و بالاتر از اجزاء سازنده‏اش قلمداد کنیم. برخی دیگر، مثل توملا (Tuomela 1984, 1995)، سرل(Searle 1990) و برتمن(Bratman 1999) محتاط‏‎تر هستند و بر این باورند که سخن گفتن از ما مفهومی مجازی دارد.

٣. عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید

همان طور که این نقد بر دیدگاه اتحاد نشان می‏دهد، بسیاری بر این باورند که توجه شما به معشوقتان به خاطر خود او، بخشی از عشق ورزی به اوست. دیدگاهی که عشق را نوعی تعلق خاطر شدید عشق به حساب می‎آورد، این موضوع را اساسی و معرف عشق تلقی می‏کند.cf.Taylor1976; Newton -smith 1989;Soble 1990,1997;Lafollette1996,Frankfurt 1999;White 2001)همان طور که تیلور بیان می گوید: به اختصار:اگر x عاشق y باشد آن وقت x می‏خواهد که از y بهره‏مند شود و با او باشد و…، و چنین خواسته‏هایی دارد (یا دست کم بعضی از این خواسته‏ها را دارد) و y هم بر این باور است که X خصایص مثبت ویژه‎ای دارد، که Y فکر می‏کند ارزشش را دارد هم زمان که او از این ویژگی‎ها برخوردار می‎شود، با x هم باشد. او نفس رضایتمندی از این اتفاق را هدف تلقی می‎کند و آن را وسیله‎ای برای رسیدن به اهداف دیگر قرار نمی‎دهد[p.157] دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید، با این طرز تلقی که مقوم عشق من به تو تعلق خاطرم به تو به خاطر خودت است، ایده اصلی دیدگاه ناظر به اتحاد را مبنی بر اینکه عشق را باید بر حسب ایجاد یک «ما»(ی حقیقی یا مجازی) درک کرد، رد می‏کند: این تعلق خاطر به تو، در حقیقت تعلق خاطر به /خود من/ است، حتی اگر به خاطر تو باشد و از روی خودبینی نباشد.

در بطن دیدگاه عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید این اندیشه وجود دارد که عشق” نه عاطفی است و نه شناختی. عشق اختیاری است”. (Frankfurt 1999, 129) فرانکفورت ادامه می‎دهد: «شخصی که دغدغه چیزی را دارد یا اینکه به چیزی عشق می‎ورزد بیش از آنکه با حسی که پدیده‎ها در او ایجاد می‎کنند، و یا با عقایدش دربارۀ آنها کار داشته باشد، با ساختارهای انگیزشی کمابیش ایستایی که اولویت‎های او را شکل می دهد و رفتارش را هدایت و محدود می کند، سر و کار دارد».

این تفسیر اهمیت دادن به کسی به خاطر خود او را مثل یک نوع برانگیختگی به شکل خاصش تحلیل می‏کند، که تاحدی مثل واکنشی نسبت به آنچه برای معشوق شخص اتفاق می‏افتد است. البته، فهم عشق در ارتباط با امیال به معنای بی‏اعتنایی به سایر واکنش‏های احساسی نیست، چون این احساسات باید مثل نتایجی برای امیال در نظر گرفته شوند. بنابراین، همان طور که وقتی یکی از خواسته‎های جدی من نقش بر آب می‎شود می‎توانم به لحاظ احساسی متلاشی بشوم، وقتی که اوضاع برای معشوقم به همین منوال بد پیش برود هم می توانم به لحاظ احساسی آسیب ببینم. به همین نحو، فرانکفورت (Frankfurt 1999) تلویحا، و وایت (white 2001) با صراحتی بیشتر، شیوه‏ای را به رسمیت می‏شناسند که در آن توجه من به محبوبم به خاطر خود او منجر به این می‏شود که هویت من از رهگذر تاثیر وی تغییر شکل پیدا کند تا جایی که من در برابر اتفاقاتی که برای او پیش می‏آید حساس و آسیب پذیر شوم.

به نظر نمی‎رسد تمامی قائلان به نظریۀ عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید، چنین رویه‎ای را پذیرفته باشند، به ویژه؛ به نظر می‎رسد تیلور (Taylor 1976) و سوبل (Soble 1990)، تصورات فردگرایانه نیرومندی راجع به انسان ها دارند که مانع می‎شود هویت من به معشوقم بدین شکل وابسته باشد، دیدگاهی که ممکن است “ژرفای” شهودی‎ای که عشق ظاهرا می‎تواند از آن برخوردار باشد را متزلزل ‎سازد. (به منظور مطالعه بیشتر نک:Rorty 1986/1933) در بین این دو دیدگاه نظر استامپ قرار دارد. وی در زمینۀ فهم عشق از مریدان آکویناس است و عشق را نه فقط آرزوی سعادت برای معشوق بلکه رابطه‎ای خاص با معشوق در نظر می‎گیرد –مثلا در مقام والدین یا همسر یا خواهر و برادر یا کشیش یا دوست، رابطه‎ای که در آن شما خودتان را با معشوقتان شریک می‎شوید و خود را به او پیوند می دهید.

یک دغدغه در باب دیدگاه ناظر به تعلق شدید این است که این دیدگاه درکی بیش از حد منفعلانه از معشوق دارد(Ebels-Duggan2008). منظور این است که در دیدگاه مبتنی بر تعلق خاطر شدید عاشق صرفا می‎کوشد چیزی که سعادت معشوق در آن است را کشف کند و در جهت نیل به آن عمل کند، و به شکل بالقوه جلوی تلاش‏های معشوقش را هنگامی که فکر کند آن تلاش‎ها به سعادت وی آسیب می‎رساند، بگیرد. اما، این کار غیرمحترمانه و تحقیرآمیز است و تازه یک راهکار عاشقانه هم نیست. ابلز-داگن (Ebels Duggan) می‎گوید: ظاهرا چیزی که دیدگاه مبتنی بر تعلق خاطر شدید آن را فرو می‎گذارد این است که عشق تعامل عوامل است، عواملی که هرکدام برخوردار از ظرفیت استقلال‏اند و تشخیص و تعهد نسبت به هرکدام از این عوامل خودبخشی ضروری عشق محسوب می‎شود. درمقابل، امکان دارد مدافعان دیدگاه مبتنی بر عشق به منزلۀ تعلق خاطر شدید خاطر نشان کنند که حمایت از سعادت هر کسی طبیعتا به حمایت از استقلال او هم نیاز دارد (هر چند امکان دارد مدافعان دیدگاه عشق به منزلۀ تعلق خاطر شدید بر این اعتقاد باشند که نیاز به استقلال نمی‎تواند همیشه درست باشد: چراکه گاهی تعیین تکلیف برای معشوق می‎تواند موجه و مناسب تلقی شود و مثل نوعی ابراز علاقه به حساب بیاید). افزون بر این، منطقی است که فکر کنیم، تنها از رهگذر اعمال استقلال فردی است که شخص می‎تواند سعادت خودش را در مقام یک انسان شناسایی کند، بنابراین ناکامی عاشق در جهت حمایت از استقلال معشوقش شکستی در جهت پشتیبانی از سعادت وی محسوب می‏شود و بنابراین برخلاف آنچه Ebels-Duggan ابلز- داگن بیان می‏کند، ابراز علاقه محسوب نمی‏شود. در نتیجه، ممکن است چنین به نظر برسد که دیدگاه مبتنی بر عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید می‎تواند به این اعتراض از طریق غنا بخشیدن به این مسئله که انسان چیست و سعادت انسان ها در چیست مواجه شود.

دغدغۀ دیگر این است که دیدگاه عشق به منزلۀتعلق خاطر شدید، برداشتی بیش از حد سطحی در باب عشق عرضه می‏کند. این دیدگاه با تأکید بر تعلق خاطر شدید سایر ویژگی‎هایی که از نظر ما خصایص بنیادین عشق تلقی می شوند را، مثل پاسخ متقابل احساسی به معشوق، بیش از آنکه مقوم عشق تلقی کند، معلول آن می‎پندارد. بنابراین، ولیمن (Velleman 1999) استدلال می‏کند دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید، ازآن رو که صرفا عشق را در نظر گرفتن هدفی خاص (سعادت معشوق) می‏پندارد، آن را فقط کنشی تلقی می‏کند. بااین همه، او ادعا می‏کند، که امکان دارد عشق هیچ ارتباطی با امیال نداشته باشد، و به عنوان مثال نقض امکان عشق‎ورزی با کسی در یک رابطه دردسرساز را مطرح می‏کند که شما نمی‎خواهید با طرف مقابلتان در آن رابطه بمانید و یا او را در زمینه رسیدنش به سعادت پشتیبانی ‏کنید و غیره. بدوار مختصرا بیان می‎کند که چنین دیدگاه «غایت‎گرایانه‏ای» دربارۀ عشق آن را اسرارآمیز می‎کند، چگونه « قادریم به عشق ورزیدن نسبت به کسی تا مدت مدیدی بعد از مرگش و ورای آسیب رساندن و یا نفع بخشیدنش ادامه بدهیم؟».(46) افزون براین، بدوار استدلال می‏کند که اگر عشق اساسا یک نوع میل باشد، این مسئله تلویحا حاکی از آن است که ما فاقد چیزی هستیم، درحالی که، عشق از چنین موضوعی حکایت ندارد و در حقیقت زمانی که زندگیمان را کامل و عاری از هر فقدانی احساس می‎کنیم عشق می‎تواند به قوی ترین شکلش احساس شود. در نتیجه ولمن و بدوار این گونه نتیجه‎گیری کردند که نیازی نیست که عشق در بردارندۀ هیچ میل یا دغدغه‎ای به سعادت معشوق باشد.

اما به نظر می‎رسد چنین نتیجه‏گیری‎ای‎ خیلی عجولانه باشد چراکه چنین مثال‏هایی را می‏توان در دیدگاه ناظر به تعلق شدید گنجانید. ازاین رو، در مثال ولیمن می‎شود این طور فکر کرد که شما دغدغۀ بستگانتان را دارید اما ممکن است این دغدغه تحت‎الشعاع خواسته‏های قدرتمند دیگری قرار گیرد که شما را از توجه به دغدغه‎ای که به وابستگانتان دارید بر حذر دارد. در حقیقت، داشتن این نظر که شما می‏خواهید تا اندازه‏ای به این آدم سود برسانید، یعنی عقیده‎ای که ولیمن آن را رد می‎کند، در فهم چالش مفهومی میان عشق ورزیدن به کسی و تمایل نداشتن به کمک به او اساسی است، چالشی که ولیمن اصلا آن را نمی‏پذیرد. به همین نحو، ادامه عشق ورزیدن به کسی که از دنیا رفته، در دیدگاه ناظر به تعلق شدید می تواند مثل باقیمانده عشق پیشینی که نسبت به او در زمان حیاتش داشتید، تلقی شود: خواست شما برای سود رساندن به آن شخص، از رهگذر فهم متعاقب غیرممکن بودن انجام چنین کاری، به آرزوها تغییر شکل می‎دهد. درنتیجه، عقیده به دغدغه سعادت معشوقتان دربردارنده این طرز تلقی نیست که شما فاقد چیزی هستید، چراکه چنین دغدغه‏ای را می‎شود از تمایل شما برای در دسترس بودنتان در مواقعی که می‏توانید به او کمک کنید و درنتیجه در ارتباط با میلی که برای تحقق آرزوهای معشوقتان دارید، فهمید. به نظر می‎رسد که همه اینها با دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید سازگار باشند.

ممکن است این سؤال پیش بیاید که آیا ولیمن و بدوار از مثال‏هایشان درخصوص دلبستگی شما به یک رابطه مداخله‏گرانه یا به کسی که از دنیا رفته درست استفاده کرده‎اند یا خیر؟ چون اگرچه ممکن است بتوانیم این مثال‎ها را همچون مصداق های واقعی عشق‎ورزیدن تلقی کنیم با این همه اینها مثال‎های نارسایی اند و بنابراین ناگزیریم آنها را مانند طفیلی نمونه های استاندارد به حساب آوریم. تعجیل برای به حساب آوردن چنین مصادیق نارسایی از عشق‏ورزیدن آن هم در تحلیلی فلسفی آنچنان که هم ارز نمونه‎های معیار باشند، و انجام این کار آن هم بدون برخورداری از دلایل خاص، جای تردید دارد. باوجوداین، به نظر نمی‏رسد که دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید بدین شکل قادر به توصیف «ژرفای» شهودی عشق باشد و بنابراین نمی‏تواند تمایز میان عشق و دوست داشتن را هم کاملا توصیف کند. گرچه، همان طورکه در بالا هم اشاره شد دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید می‏تواند آغازگر معنا بخشیدن به شیوه‎ای باشد که در آن هویت عاشق توسط معشوق تغییر پیدا می‏کند، این شیوه موضوع اخیر را صرفا معلول عشق می‏پندارد، و آن را بخش اساسی چیستی عشق تلقی نمی‏کند.

4. عشق به منزلۀارزش نهادن

سومین دیدگاه در باب عشق، آن را حالتی متمایز از ارزش نهادن به یک شخص تلقی می‏کند. در بخش اول تمایز میان اروس و آگاپه حاکی از آن بود که دست کم دو شیوه برای تفسیر این موضوع وجود دارد که آیا عاشق به معشوق بها می‏دهد، چون معشوق ارزشمند است، یا اینکه معشوق برای عاشقش ارزشمند به نظر می‏آید چون عاشق از رهگذر عشق ورزی‏اش، معشوق را ارزشمند کرده است. دیدگاه اول، که مطابق با آن عاشق ارزش معشوق را با عشق‏ورزیدن به او درمی‏یابد، در قسمت ٤.١، و دیدگاه دوم، که بر حسب آن عاشق را اعطاکننده ارزش به معشوق تلقی می‏کند، در بخش ٤.٢ بحث خواهد شد.

٤.١ عشق به منزلۀدرک کنندۀ ارزش

ولیمن(Velleman 1999, 2008) دیدگاهی در باب عشق ارائه می‏دهد که ناظر به درک ارزش است، در این دیدگاه او عشق را اساسا موضوع پذیرش و پاسخ به ارزش معشوق آن هم به روشی خاص تلقی می‏کند (به منظور مطالعۀ دیدگاهی بسیار متفاوت در باب ارزش عشق نک: Kolodney 2003). فهم کامل تر این موضوع هم نیازمند فهم نوع ارزشی است که معشوق به خاطر آن پاسخ می‎بیند و هم به فهم نوع متمایز پاسخ گویی به این نوع ارزش که عشق مصداق آن است، نیاز دارد. باوجوداین، باید روشن شده باشد که آنچه شرحی از عشق را تبدیل به دیدگاهی ناظر به درک ارزش می‏کند صرف این واقعیت نیست که عشق در ارتباط با درک ارزش‏ها فهمیده می‎شود، همان طور که برخی از شروح چنین می‏کنند، همان گونه که مثلا در خصوص تفاسیر ناظر به دیدگاه تعلق خاطر شدید چنین بود (مقایسه کنید با نقل قول از تیلور در بخش 3). افزون بر این، در دیدگاه‏های ناظر به درک ارزش، عشق را عبارت از درک ارزش تلقی می‏کنند، و به همین خاطر دیدگاه‏هایی متمایزند.

ولیمن به تبعیت از کانت، در تفصیل انواع ارزشی که عشق آن را در بر می‏گیرد میان منزلت و بها تفاوت می‏گذارد. همان طور که این استعاره اقتصادی حکایت دارد، بها داشتن به معنای برخورداری از ارزش است به نحوی که بتوان آن چیز را در قیمت با سایر چیزهای ذی قیمت مقایسه کرد، چنین موضوعی در تعویض دو چیز ذی‎قیمت بدون از قلم افتادن بخش‎هایی از آن چیزها، قابل فهم است. درعوض منزلت داشتن، یعنی ارزش داشتن اما ارزشی که مقایسه آن با ارزش نسبی سایر چیزها کاری بی‎معنی باشد. معمولا کالاهای مادی ذی قیمت تلقی می‎شوند اما ما انسان ها منزلت داریم؛ یعنی جایگزین کردن یک شخص به جای شخص دیگر نمی‎تواند دقیقا همان ارزش را داشته باشد، چون در این جایگزینی چیزی که دارای ارزش بی اندازه است از دست خواهد رفت( و یا حاصل خواهد شد). از دید کانت، منزلت ما به عنوان یک انسان مبتنی بر سرشت عقلانی ماست، یعنی قابلیت ما هم برای برانگیخته شدنمان از رهگذر دلایلی که به شکل مستقل در تعیین اهدافمان برای خود فراهم می‎آوریم و هم قابلیت ما در پاسخ مناسب به ارزش‏های ذاتی‎ای که در جهان کشف می‏کنیم. بنابراین، شیوه بسیار مهمی که از رهگذر آن سرشت عقلانی‏مان را می‏آزماییم پاسخ محترمانه به منزلت انسان های دیگر است (منزلتی که تاحدی دربردارنده ظرفیت انسان های دیگر برای احترام نیز هست) احترام حداقل پاسخ لازم به منزلت انسان هاست. ولیمن، همچنان به تبعیت از کانت اذعان می‏کند، آنچه موجب می‎شود پاسخی به یک شخص از نوع محترمانه‏اش باشد این است که آن پاسخ ” جلوی عشق ما به خودمان را می گیرد” و بنابراین مانع از آن می‎شود که ما با آن شخص مثل وسیله‎ای برای رسیدن ما به اهدافمان رفتار کنیم.(360)

با توجه به این موضوع، ولیمن ادعا می‏کند که عشق هم یک جور پاسخ به منزلت افراد است، و بدین صورت به معنای دقیق کلمه این منزلت موضوعِ عشق‏ورزی ماست که عشق را موجه می‏کند. هر چند، عشق و احترام دو شیوۀ متفاوت پاسخگویی به یک ارزش واحد محسوب می‏شوند. به همین خاطر عشق نه تنها جلوی عشق‎ورزی‏ ما را به خودمان را می‏گیرد بلکه فراتر از آن مانع از تمایل ما در دفاع احساسی از خود در برابر دیگری می‎شود، تمایلاتی که ما را درون خود می‏کشد، و گرفتن حالت تدافعی برای تأثیر نپذیرفتن از دیگری را متوقف می‏کند. عشق سیستم دفاعی عاطفی ما را از کار می‏اندازد و ما را نسبت به دیگری آسیب پذیرمی‏کند.(‎(1999, 361

این به آن معناست که تعلق خاطر، جاذبه، همدلی و… که معمولا آنها را با عشق یکی می‏گیریم سازندۀ عشق نیستند بلکه اینها بیشتر آثار معمول عشق اند و عشق می‏تواند بدون اینها هم به قوت خودش باقی بماند. افزون براین، این مسئله شرح واضحی از «ژرفای» شهودی عشق در اختیار ولیمن قرار می هد: عشق اساسا پاسخی به اشخاص است از آن حیث که انسان اند، و بنابراین بیان این جمله که شما به سگتان عشق می‏ورزید گمراه کننده است.

البته ما با منزلت هرکسی که ملاقات می‏کنیم با عشق پاسخ نمی‏دهیم، و به نحوی هم ملزم به این کار نیستیم: عشق، به منزلۀآرام‏کنندۀ سیستم دفاعی احساسی، به نحوی که ما را نسبت به دیگری به ویژه حساس و آسیب‎پذیر می‏کند، پاسخ اختیاری حداکثری به منزلت دیگران است. پس، چه چیز گزینشی بودن عشق را توضیح می‏دهد- چرا من به بعضی از افراد عشق می‏ورزم و به بعضی دیگر نه؟ پاسخ این پرسش احتمالا در شیوه‎ای نهفته است که بعضی افراد از طریق رفتار، منزلتشان را در مقام یک شخص ابراز می‏کنند و شیوه ای که من برای پاسخ گویی به این نوع ابرازها از طریق حساس شدن نسبت به آنها به لحاظ عاطفی، برمی‏گزینم. شیوه مناسب آن است که شخصی را برای من «برخوردار از ظرفیت عشق ورزی/ عشق ورزیدنی» می‎کند(1999, 372. و در چنین موقعیت هایی پاسخ من با عشق، موضوع «نگرش حقیقی» من نسبت به این شخص قرارمی‏گیرد به نحوی که من در برخوردی از این دست با دیگران، یعنی با کسانی که به این شکل با من تناسب ندارند شکست می‏خورم. و به نظر می‏رسد که در اینجا مراد ولیمن از کلمه عشق ورزیدنی، برخورداری از قابلیت معشوق واقع شدن است و نه سزاوار برای معشوق واقع شدن. زیرا در اینجا در خصوص توجیه عشق ورزیدن من به این شخص به جای دیگری هیچ حرفی نمی‏زند. بلکه چیزی که او پیشنهاد می‏دهد کمابیش تبیینی از گزینشی بودن عشق من است، و در حقیقت این تبیین پاسخ مرا بیشتر از آنکه پاسخی صرفا از روی احترام به حساب آورد، پاسخی از نوع عشق می‎سازد.

این فهم از گزینشی بودن عشق به عنوان چیزی که تبیین‎شدنی است اما توجیه نمی‎شود بالقوه مشکل‎ساز است. چراکه ما معمولا فکر می‏کنیم نه تنها می‏توانیم عشق‎ورزیدنمان را به کسی به جای دیگری توجیه کنیم بلکه همچنین و مهم‎تر از آن قادریم در باب استمرار پذیرفتن عشقمان هم دلیل بیاوریم: یعنی من به عشق ورزیدن به تو ادامه می‎دهم به رغم آنکه تو به شکل اساسی تغییر کرده‎ای (ولی با دیگران بدین شکل رفتار نمی‏کنم). همان گونه که دیلینی (Delaney 1996 p, 347) این دغدغه را در باب پایداری عشق مطرح می‏کند: این واقعیت دارد که هم زمان که اگر به انسان احمقی تبدیل شدی می‎خواهی باز هم عاشقت به تو عشق بورزد… این را هم می‎خواهی که عاشقت هرگز به انسان احمقی عشق نورزد.

مسئله در اینجا صرفا این نیست که می‏توانیم تبیین‎هایی از گزینشی بودن عشقمان را پیشنهاد کنیم و یا توضیح دهیم که چرا من به انسان های احمق عشق نمی‎ورزم، بلکه تا اندازه‏ای مسئله تشخیص دادن عشق است، یعنی تشخیص عشق ورزیدن و استمرارعشق با دلایل موجه و نیز تشخیص خاتمه دادن به عشق با دلایل موجه. به نظر می‎رسد در دست داشتن دلایل موجه در عشق‎ورزیدن به معنای نسبت دادن ارزش‏هایی متفاوت به شما در حال حاضر، به جای گذشته، و [در شما] به جای دیگری است. با این حال، این دقیقا همان چیزی است که ولیمن در تمایز میان عشق و احترام و شیوه‎ای که قائل به این نوع تمایز می‎شود، نادیده می‏گیرد.

همچنین در این موضوع تردید است که ولیمن توانسته باشد حتی گزینشی بودن عشق را بر حسب تناسب بین ابرازهای تو و حساسیت‎های من تبیین کند، زیرا حساسیت‏های من، حساسیت‏های عاطفی هستند: آنها تدابیر دفاعی عاطفی مرا کاهش می‏دهند، پس من به لحاظ عاطفی نسبت به تو آسیب‎پذیر می‏شوم. بنابراین، من نسبت به زیان‏هایی(یا سودها) که برای تو پیش می‏آید آسیب‎پذیر می‎شوم و همین طور، همدلانه اندوه (یا شادی) تو را می‏فهمم. خود چنین احساساتی را می توان از لحاظ توجیه ارزیابی کرد و اکنون می‏توانیم سؤال کنیم که چرا سرخوردگی من از اینکه تو مسابقه را باختی موجه است، اما سرخوردگی‎ام از اینکه شخصی کاملا غریبه مسابقه را باخته توجیهی ندارد. پاسخ شهودی این است که من عاشق تو هستم نه عاشق او. بااین حال، این پاسخ ولیمن نیست، زیرا او فکر می‏کند آنچه باعث می‎شود پاسخ من به منزلت تو از جنس عشق باشد نه احترام، دقیقا این است که من چنین احساساتی دارم و بنابراین، استناد به عشق من در تبیین این احساسات، یک دور باطل است.

هر چند این مشکلات، خاص شرح ولیمن هستند، اما می‏توان آنها را به همه شروح ناظر به عشق به منزلۀدرک ارزش تعمیم داد (مثل آنچه در Kolodny 2003 آمده است)، زیرا اگر عشق نوعی درک ارزش باشد، نیازمند آن است که از سایر صورت‎های درک ارزش، و همین طور از داوری‏های ارزش‏گذارانه، متمایز شود. از طرفی هم، تلاش برای تمایز عشق به عنوان شکلی از درک ارزش از دیگر اشکال درک ارزش و در ارتباط با آنکه عشق تاثیرات خاصی بر زندگی احساسی و انگیزشی ما دارد( همان طور که در شرح ولیمن آمده) هم قانع کننده نیست، چراکه بخشی از آنچه باید تبیین شود را نادیده می‏گیرد: اینکه چرا درک ارزش عشق این نتایج را دارد درحالی که داوری‎هایی با همان محتوای ارزش‏گذارانه چنین نتایجی ندارند. مسلما اگر برآنیم که ژرفای شهودی عشق را درک کنیم پاسخ به این سؤال حیاتی است، چون بدون در دست داشتن پاسخی به این سؤال نمی‏فهمیم که چرا عشق باید از چنین محوریتی در زندگی ما برخوردار باشد، که به وضوح هم از این محوریت برخوردار هست. از طرف دیگر قرار دادن این مولفه عاطفی در درون خود درک ارزش، این دیدگاه را به یک دیدگاه ناظر به تعلق خاطر شدید(بخش 3) و یا به نوعی به یک دیدگاه ناظر به احساسات( بخش 1-5) تبدیل خواهد کرد.

این مقاله ترجمه‏ای است از:

The Stanford Encyclopedia Of Philosophy, Bennet Helm, Jun 21, 2013

ترجمه زهره همت

*دانشجوی مقطع دکتری در رشته الهیات، گرایش ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده علوم و تحقیقات تهران.

اطلاعات حکمت و معرفت

بهترین طراحی دفاتر کاری در سال ۲۰۱۲

۱۰ شرکتی را که در اینجا معرفی می کنیم از لحاظ طراحی و الهام بخشی در سال ۲۰۱۲ جزو بهترین شرکت ها, برگزیده شده اند طراحان با الهام از طراحی های مدرن و تلفیق آن با فضای کلاسیک, توانسته اند محیط کاری مناسب, راحت و خلاقانه را برای کارمندان این شرکت ها به وجود آورند

۱۰ شرکتی را که در اینجا معرفی می‌کنیم از لحاظ طراحی و الهام‌بخشی در سال ۲۰۱۲ جزو بهترین شرکت‌ها، برگزیده شده‌اند. طراحان با الهام از طراحی‌های مدرن و تلفیق آن با فضای کلاسیک، توانسته‌اند محیط کاری مناسب، راحت و خلاقانه را برای کارمندان این شرکت‌ها به وجود آورند.

این طراحان نوآور با حمایت مدیرانی مبتکر و ریسک‌پذیر با ایجاد کتابخانه‌هایی بزرگ، تعبیه فضاهایی برای ورزش و استراحت و استفاده از میز و صندلی‌های متفاوت فضای کاری خلاقانه‌ای ایجاد کرده‌اند و توانسته‌اند امسال از شرکت‌های بزرگی چون فیس‌بوک و گوگل پیشی بگیرند که هر ساله جزو این فهرست قرار داشتند.

● شرکت Square

محل: سانفرانسیسکو

مساحت: ۳۰۰۰ متر مربع

طراح: استودیو O+A

جک دورسی بنیانگذار این شرکت که در زمینه خرید و پرداخت از طریق تلفن همراه فعالیت دارد، یکی از طرفداران طراحی پاک است. و از همان ابتدا تمام کارمندان را مجبور می‌کرد که در پایان هر روز کاری وسایل خود را جمع کنند و نگذارند وسایل بر روی میز‌ها پراکنده باشد. از این رو بود که این مدیر تصمیم گرفت تا از طراحان برای خلق فضایی که کمتر این شلوغی‌ها را نشان دهد کمک بگیرد.دنیس چری طراح این پروژه برای رسیدن به هدف خود از تخته‌های سه‌لا برای ایجاد فضایی که نام آن را «فضای سوم» می‌نامد، استفاده کرد و توانست طراحی متفاوتی برای یک محیط کار خلق کند.

● شرکت Microsoft

محل: وین

مساحت: ۱۳۷۱ مترمربع

طراح: Innocad Architektur

آخرین شرکت مایکروسافت، با هزینه‌ای بالغ بر ۶/۳ میلیون دلار در سال ۲۰۱۱ در وین به بهره‌برداری رسید. این شرکت دارای دو سالن ویژه برای جلسات و کنفرانس‌هاست و یکی از آنها به شکل یک اقیانوس و دیگری به شکل یک کلبه شکار طراحی شده است، اما یکی از بهترین فضاهای این شرکت طراحی بخش پذیرش است که با دیوارهایی بزرگ با پوشش گیاهی و لامپ‌های رشته‌ای ایکس ری که از سقف تا زمین کشیده شده‌اند، احساس فوق‌العاده‌ای را برای مراجعان به‌وجود می‌آورد، همچنین طبقه دوم این شرکت با یک راهرو سرسره‌ای به طبقه پایینی وصل شده است.

● شرکت Parliament

محل: پورتلند

متراژ: ۳۷۱ متر مربع

طراح: Chris Erickson

فضای داخلی این شرکت با دربرگرفتن وسایلی دست‌ساز و طبیعی الهام‌بخش فضایی روستایی است. پوشش اطاق‌ها از چوب‌های جنگلی است و با استفاده از وسایلی ساده، این محل به‌عنوان خانه دوم برای کارمندان طراحی شده است. بودن بازی‌های کامپیوتری چون ایکس باکس و میز بیلیارد در این شرکت، چنین ادعایی را ثابت می‌کند.

● شرکت Grupo Gallegos

محل: کالیفرنیا

متراژ: ۳۷۰۰ مترمربع

طراح: LorcanOHerlihy

این شرکت تبلیغاتی با محیطی وسیع منظره‌ای رو به اقیانوس آرام دارد و کارکنان می‌توانند به ساحل دسترسی داشته باشند. ساختمان اصلی این شرکت در قدیم یک سالن تاتر بوده است که طراحان توانسته‌اند آن را به فضایی مفید و مناسب برای این شرکت تبدیل کنند. رنگبندی‌های روشن و فضایی شاد محیطی خلاق برای کارمندان این شرکت به وجود آورده است.

تمام فضای سقف شرکت با استفاده از چترهای سفید که به صورت برعکس آویزان شده‌اند، پوشیده شده است، این چترها تداعی‌کننده فضای استودیوهای فیلم‌سازی هالیوود هستند، همچنین طراحان از طریق آنها تجهیزات و تاسیسات را پوشانده‌اند.

● شرکت Quid

محل: سانفرانسیسکو

مساحت: ۴۸۳ متر مربع

طراح: O+A

باب گودسون مدیرعامل این شرکت که در زمینه نرم‌افزارهای تحلیل داده فعالیت می‌کند، برای رسیدن به رویای خود، یعنی ساخت این شرکت تنها ۲۵۰۰۰ دلار دراختیار داشت. او و طراحش سعی کردند با وسایلی ارزان‌قیمت و خرید مبلمان و سیستم‌های نورپردازی دست‌دوم در مخارج صرفه‌جویی کنند. گودسون می‌گوید: «ما تمام تلاش خود را برای ساخت محیطی خلاق به منظور تشویق ایده‌های خاص کارمندانمان انجام دادیم.»

● شرکت Google

محل: نیویورک

مساحت: ۷۴۳۲ متر مربع

طراح: HLW

گوگل تصمیم داشت طراحی این شرکتش نسبت به شرکت‌های دیگر بسیار متمایز باشد. طراحان سعی کردند با استفاده از نقاشی‌های دیواری از فضای شهر نیویورک و تاکسی‌های این شهر، احساس غرور را در کارمندان این شرکت برآورده کنند. خانه و محل زندگی بسیاری از مهندسان در محل شرکت است. تمام امکانات رفاهی و وسایلی چون سازهای موسیقی و تجهیزات الکترونیک برای آنها فراهم است. طراحی این شرکت به قدری فوق‌العاده است که یکی از طراحان به‌تازگی در وبلاگ خود این شرکت را «گوشه‌ای از بهشت» توصیف کرده است.

● شرکت Quirky:

محل: نیویورک

مساحت: ۲۵۵۰مترمربع

طراحان: گروه Spector و بن کافمن

این شرکت در طبقه هفتم یک انبار قدیمی در منطقه چلسی نیویورک واقع شده است. طراحی این شرکت بسیار ساده و بدون درنظرگرفتن هیچ هدف خاصی ساخته شده است، به طوری که میز‌های کار به شکل میز مدارس طراحی شده‌اند و میز مربوط به آزمایشات محصولات این شرکت درست در وسط شرکت قرار گرفته است. این نوع طراحی در عین سادگی و با استفاده از ترکیب رنگ زیبا به یکی از دفاتر اداری خاص تبدیل شده است.

● شرکت AirBnB

محل: سانفرانسیسکو

مساحت: ۱۵۷۹۴ مترمربع

طراح: گارسیا تمجیدی

این شرکت موسس یک پایگاه اطلاعاتی اینترنتی اجاره هتل و خانه است و توسط یک معمار ایرانی طراحی شده است. فعالیت این شرکت بسیار گسترده است و نزدیک به ۱۹۲ کشور در این سایت فعالیت دارند و از این طریق می‌توانند می‌توانند خانه و اتاق خود را اجاره دهند. در این شرکت کارمندان از کشورهای مختلف و با فرهنگ‌های متفاوت همکاری می‌کنند و فضای آن طوری طراحی شده است که برای همه آنها مکانی راحت و مناسب باشد. این شرکت دارای یک اتاق کنفرانس بسیار بزرگ بر‌ای همایش‌ها و جلسات است و از تمامی امکانات لازم برخوردار است.

● شرکت Twitter

محل: سانفرانسیسکو

مساحت: ۲۰۰۰۰مترمربع

طراحان: گروه طراحی RMW و Lundberg Design

طراحی این شرکت به قدری منحصربه‌فرد است که بعد از پایان ساخت آن، مقامات سانفرانسیسکو برای شرکت توئیتر تخفیف مالیاتی ۲۲ میلیون دلاری در نظر گرفتند. این ساختمان به عنوان یک بنای هنری و منحصر به فرد در قسمت مرکزی این شهر قرار گرفته است. این ساختمان دارای یک باغ بزرگ و پشت بامی با فضای سبز و طراحی مدرن است که کارمندان می‌توانند در تعطیلات خود برای تفریح به آنجا بروند.

● شرکت Urban Outfitters

محل: فیلادلفیا

مساحت: ۲۶۰۰۰مترمربع

طراح: Meyer Scherer Rockcastle

این شرکت در ساختمان قدیمی و خرابه انبار نیروی دریایی پنسیلوانیا ساخته شده است و جایزه پروژه بازسازی مجدد و سازگار با محیط را به دست آورد. این شرکت در زمینه تولید پوشاک فعالیت دارد. طراحان سعی کرده‌اند فضایی بزرگ و آزاد برای کارمندان و طراحان شرکت ایجاد کنند، تا از طریق کار در چنین محیطی بتوانند خواسته‌های مشتریان را بهتر درک کند و طرح‌هایی بدیع و ابتکاری خلق کنند.

مترجم: پریسا حبیبی

هنری که خیلی دیده نشد

درباره گرافیتی, هنر نسل چهارم

ابتدایی‌ترین آثار از هنر گرافیتی روی کتیبه‌ها، دیواره‌های غارها و … پیدا شــده‌اند. که گاه حاوی پیام‌های آنچنانی نبوده‌اند. یکی از ابتدایی‌ترین گرافیتی‌های مدرن گرافیتی در یکی از شهرهای قدیم یونان (درحال حاضر ترکیه) است که شکلی مانند قلب دارد. گرافیتی در امریکا در سال‌های ۱۹۶۰ بیشتر یک عمل سیاسی بوده و گروه‌هایی مانند LA Familia و Savage Skulls و Savage Nomads از این هنر برای مشخص کردی قلمروی خود استفاده می‌کردند و در این سال‌ها بود که‌Tag‌ها (که هم‌اکنون به‌عنــوان نوعی امضا در زیر آثار گــرافیتی کشیده می‌شوند) به وجود آمدند. گرافیتی کار معروف CornBread را می‌توان به‌عنوان یکی از نخستین گرافیتی کارهای تاریخ به حساب آورد.

در این زمان مرکز این هنر New York بود که در این شهر گرافیتی‌کاران مشهــوری مثل Taki۱۸۳ و۱۶۸ Tracy زندگی می‌کردند. با کمی دقت در‌می‌یابیم که در آن زمان مد بوده است که گرافیتی‌کاران شماره خیابان خود را به آخر اسم خود اضافه کنند. همان‌طور که گفتیم مرکز هنر گرافیتی در آن زمان شهر New York بود که در آن گرافیتی‌کاران مشهور زن مانند Barbara۶۲ و۶۲ Eva زندگی می‌کردند. یکی از وقایع مهم تاریخ گرافیتی در این سال‌ها انتقال هنر گرافیتی از خیابان‌های شهر به دیوارهای مترو‌ها و ایستگاه‌های قطار بوده است. در این زمان هنرمندان این شاخه به ایستگاه‌های مترو و قطارها هجوم بردند تا کارهای خود را بیشتر و بیشتر به معرض نمایش بگذارند. هنگامی که گرافیتی مدرن رونق بیشتــری یافت هنرمندان برای اینکه کارهایشان با یکدیگر اشتباه گرفته نشــوند مجبور شدند که‌Tag‌ها را به عنــوان امضایی در زیر آثار با ارزش خــود که Pieace نامیده می‌شدند به کار گیرند. (Pieace‌ها در ابتدا Tag‌هایی بــودند که گرافیتی‌کاران ضخامت و نوع نوشته‌های تگ را عوض می‌کردند و بعـد‌ها Tag‌ها به صورت آثاری در آمدند که MasterPiece یا به‌طور ساده‌تر Pieace نامیده شدند). گرافیتی را می‌توان از شاخصه‌های اصلی هیپ‌هاپ به شمار آورد (Rapping.DJing.BreakDancing.Graffii) و بیشـتر رپرهای امریکا از این هنر استفاده‌های بسیاری در کلیپ‌ها و تبلیغات می‌کنند. بحث تبلیغات شد، پس بهتر بگوییم هنر گرافیتی در تبلیغات نیز نقش بسزایی دارد. مثلا شـرکت سونی برای تبلیغ دستگاه PSP به صاحب‌های ساختمان‌ها در شهر‌های امریکا پول می‌داد تا تبلیغات خود را که به صورت گرافیتی بودند (گروهی از بچه‌ها که با چشم‌های گیج و متحیر خود مشغول بازی با PSP مانند یک اسکیت بورد و … بودند) روی دیوارهای ساختمان‌ها بکشـند. که البته شرکت سونی جریمه بسیار سنگینی برای این کار پرداخت کرد و همچنین مثال‌های فراوان دیگر از شرکت‌های معروف دنیا. این کار تقریبا در همه جای دنیا با منع قانونی مواجه است. گرافیتی با نوشته‌های سر دستی و یادگاری‌های روی دیوار متفاوت بوده و نیز مختص سن یا طبقه فرهنگی و اقتصادی خاصی نیست.

امروزه گرافیتی بیش از هر هنر دیگری مورد بد فهمی و استفاده نابه‌جا واقع شده است و در بسیاری از کشور‌ها جنبه تاثیرگذار و بیان‌گرای خود را از دست داده و صورت دیوار نوشته‌هایی رنگارنگ و پرپیچ و تاب (که آن هم خالی از ارزش نیست) مبدل شده است. هنر شهری و گرافیتی امروزه در تاریخ دنیای مدرن ریشه دوانیده است و تنه‌یی نسبتا تنومند یافته. به‌طوری که شاخه‌های آن در تمامی دنیا گسترش یافته است. این هنر در طی سالیان به شکل‌های گوناگون دچار تغیر و پیشرفت شده و در مسیر خود تجربه‌های فراوانی را به ثبت رسانیده. در این مطلب تلاش می‌شود تا انواع اصلی سبک‌های شناخته شده را برای مخاطبین و هنرمندان بازگو کرده تا در حین مشاهده آثار تا حدودی از نوع اجرا و سبک و روش کار هنر مندان نیز مطلع باشند.

● لغت‌نامه گرافیتی گرافیتی:

▪ امضا‌زنی

امضا همان‌طور که از نامش پیداست ساده‌ترین اثری است که روی دیوار‌ها می‌بینید. این نوع گرافیتی هرچند از نخستین انواع گرافتی محسوب می‌شود اما امروزه در جامعه هنر شهری به تنهایی وجهه خوب و هنری ندارد و به نوعی با وندالیسم پیوند می‌خورد.

▪ اثر

اثر که همان اثر هنری است به نقاشی گفته می‌شود که از غنای بصری بیشتری برخوردار بوده و از نقطه نظر هنری قابل بررسی باشد. یک اثر معمولا از رنگ‌های بسیاری تشکیل شده و از کنار هم گذاشتن خلاقانه حروف تصویر زیبا حتی ناخوانا را ایجاد می‌کند.